ج - سيره
از ديگر ادلّه فقها ، وجود سيره بر تأديب اطفال است . بسيارى از فقها معتقدند سيرهى مستمرّه و روش گذشتگان از دير زمان حاكى از ولايت پدر بر تأديب فرزندان است . از ظاهر كلمات برخى از آنها استفاده مىشود كه اين سيره وجود داشته است ؛ اعمّ از اينكه فرزند ، صغير باشد يا كبير ؛ « 1 » برخى ديگر از فقها نيز اين سيره را مقيد به دوران قبل از بلوغ فرزند دانستهاند . « 2 »
د - قاعده احسان
از ادلّه ديگرى كه برخى فقها براى جواز تنبيه بدنى كودكان به آن استناد جُستهاند ، قاعدهى احسان است . به اين بيان كه دايرهى قاعدهى احسان شامل تأديب صبى مميز به وسيله پدر مىشود و با استناد به آن ، ولايت وى بر تأديب اثبات مىگردد .
تأديب فرزندان به طور مطلق و تنبيه بدنى و ايراد ضرب بر آنها در مواقع ضرورى و مواردى كه اولياى آنها اطمينان به تأثير مثبت آن دارند ، از مصاديق روشن احسان به آنهاست ؛ زيرا ، سبب مىشود تا فرزند از آلودگى و كردار ناشايست پاك شود و در جهت رسيدن به سعادت و خوشبختى به وى كمك گردد . بنابراين ، اطلاق آيه شريفه مَا عَلَى الْمُحْسِنِينَ مِنْ سَبِيلٍ « 3 » جواز آن را اثبات مىنمايد . « 4 » البته شايد بتوان گفت اين آيهى شريفه كه مستند قاعدهى احسان قرار گرفته است ، ناظر بر جواز تنبيه نيست ؛ بلكه ناظر بر رفع عقابِ شخص مُحسِن است . به اين صورت كه بر فرض احسان بودن - سودمند بودن - تنبيه بدنى براى كودك ، اگر شخص مرتكب آن شود و ضررى متوجّه كودك شود ، عمل او تعهّدآور نيست و مورد بازخواست واقع نمىشود . هرچند كه - در مباحث آينده به اين نكته اشاره
هامش
( 1 ) . محمّد حسن نجفى ، جواهرالكلام ، ج 21 ، ص 388 ؛ سيد عبدالاعلى سبزوارى ، مهذّب الاحكام ، ج 21 ، ص 130 .
( 2 ) . سيد احمد خوانسارى ، جامع المدارك ، ج 5 ، ص 413 .
( 3 ) . سوره توبه ، 91 .
( 4 ) . على كريمى جهرمى ، الدرّ المنضود فى احكام الحدود ، ج 2 ، ص 282 .