تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تنبيه بدنى كودكان در نظام بين الملل حقوق بشر و فقه اماميه (فارسى) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
آن است كه او را از خود بدانى ، به صورتى كه كردار زشت و زيبايش در دنيا را از خود محسوب دارى . او را به بهترين صورت ادب نمايى ؛ و در جهت اطاعت از پروردگار متعال راهنمايى و كمك كنى . زيرا ، اگر خدا را اطاعت كند ، از بهره‌ى اعمالش استفاده مىبرى ؛ و اگر به مخالفت برخيزد ، عقوبت مىگردى . . . اين وظيفه‌ى سنگين را به نيكى انجام ده تا در مقابل پروردگار معذور باشى ، و براى اعمال خويش حجّت و دليل داشته باشى . كسانى كه به تنبيه بدنى كودك از سوى پدر قائل هستند ، واژه‌هاى « ادب و تأديب » كه در اين كلمات اهل بيت : به كار رفته را داراى معنايى اعمّ مىدانند و مىگويند مرتبه‌اى از تأديب ، مجازات و تنبيه بدنى است . به عبارت ديگر ، اگر امور تربيتى از قبيل : نصيحت ، موعظه ، تشويق ، تهديد و . . . در رابطه با كودك مؤثّر نيفتاد ، بايد براى جلوگيرى از مفاسد و سوق دادن فرزندان به نيكى از اهرم تنبيه بدنى استفاده كرد . در غير اين صورت ، پدر به وظيفه خود عمل نكرده و بنا به فرمايش امام سجّاد ( ع ) توسط خداوند متعال مجازات خواهد شد . « 1 » اما همان‌طور كه بيان شد ، روايات دسته‌ى دوم بر تأديب فرزندان به بهترين وجه دلالت دارد ؛ و در اين‌كه تنبيه بدنى بهترين وجه تربيت باشد ، ترديد جدّى و بلكه منع وجود دارد . هيچ فقيهى و بلكه هيچ كس ، قائل نيست كه تنبيه بدنى بهترين شيوه‌ى تربيت است . لذا ، از اين روايت‌ها نمىتوان وجوب تنبيه بدنى كودكان را استفاده كرد ؛ و به محض اين‌كه كودك عمل و كردار خلافى انجام داد ، حكم تنبيه را بر او بار نمود . جمع‌بندى بحث روايات در جواز تنبيه بدنى براى ولىّ پس از بررسى روايات ، و با مراجعه و دقّت در آن‌ها ، اين مطلب به دست مىآيد كه اولًا ، رواياتى كه در اين زمينه وارد شده‌اند ، بسيار هستند . مرحوم كلينى در كتاب
هامش
( 1 ) . تعزيرات از ديدگاه فقه و حقوق جزا ، صص 543 و 544 .