دوم : مراد از واژهى « أهل » ذكر شده در آيهى شريفه ، اعمّ از كودك است ؛ و به طور قطع ، مواردى وجود دارد كه مرد در آنها حقّ تنبيه ندارد .
سوم : عبارت « يا أيها الذين آمنوا » ، هم مردان را در بر مىگيرد و هم زنان را ؛ و حال آنكه حقّ و ولايت بر تنبيه ، براى زنان اجازه داده نشده است .
چهارم : عطف كلمهى « أهل » بر « أنفسكم » دلالت بر عدم تنبيه بدنى دارد ؛ چه آنكه فرد موظّف به خودزنى نيست .
بنابراين ، مىتوان نتيجه گرفت كه اين آيهى شريفه ، بر خلاف آنچه كه برخى گفتهاند ، بر وجوب پيشگيرى قبل از ارتكاب گناه دلالت دارد و نه تنبيه بدنى .
ب - روايات معصومان :
رواياتى كه بر تأديب و تنبيه بدنى كودكان دلالت دارند را مىتوان به دو دسته تقسيم كرد :
1 . يك دسته از روايات ، به طور مطلق ، به تأديب امر مىكنند ؛ مانند روايتهاى زير :
1 - 1 « محمّد بن يعقوب ، عن محمّد بن يحيى ، عن أحمد بن محمّد ، عن محمّد بن يحيى ، عن غياث بن إبراهيم ، عن أبىعبدالله ( ع ) ، قال : قال أميرالمؤمنين ( ع ) : أدّب اليتيم ممّا تؤدّب منه ولدك واضربه ممّا تضرب منه ولدك » . « 1 »
سند روايت : « محمّد بن يعقوب » ، مرحوم شيخ كلينى است . « محمّد بن يحيى » ، أبوجعفر العطار القمى است كه از ثقات اماميّه است . مرحوم نجاشى در مورد او مىنويسد : « شيخ أصحابنا فى زمانه ، ثقة ، عين ، كثير الحديث » . « 2 » « أحمد بن محمّد » ، فرزند محمّد بن يحيى العطار القمى است ؛ در كتابهاى رجالى متقدّمين توثيق خاص در مورد وى وجود ندارد ؛ مرحوم آيت الله خويى نيز در نهايت وى را
هامش
( 1 ) . محمّد بن يعقوب كلينى ، الكافى ، ج 2 ، ص 94 ؛ محمّد بن حسن طوسى ، تهذيب الاحكام ، ج 8 ، ص 111 ، ح ( 383 ) 32 ؛ محمّد بن حسن حرّ عاملى ، وسائل الشيعة ، ج 15 ، ص 197 ، باب 67 از ابواب احكام اولاد ، ح 1 .
( 2 ) . احمد بن على نجاشى ، رجال النجاشى ، ص 353 ، شماره 946 .