بپردازد يا آنكه ولايت حاكم در مرتبه بعد از ولايت پدر و جدّ پدرى است ؛ به اين صورت كه اگر پدر و جدّ پدرى كودك زنده باشند ، حاكم حقّ تنبيه ندارد ؟
در پاسخ گفته شده است : به استناد اطلاق و تعميم موجود در ادلّهى ذكر شده در باب ولايت امام و حاكم شرع در تنبيه كودكان ، حاكم بر تأديب صبىّ به طور مطلق ولايت دارد و مشروط به فقدان پدر نيست ؛ به عنوان مثال ، روايات شامل موردى مىشود كه پدر كودك ، زنده و يا مرده باشد . همچنين اگر پدر و جدّ پدرى اطفال را از انجام فحشا و ديگر امورى كه بر خلاف مصلحت آنهاست ، منع ننمايند ، حاكم شرع از باب حسبه مىتواند به اين امر اقدام نمايد . بنابراين ، هر دو ولايت در عرض يكديگر قرار مىگيرند . « 1 »
2 . ولايت پدر در تنبيه فرزند
از مواردى كه فقها در خلال مباحث مختلف فقهى بدان تصريح كردهاند ، مسأله ولايت پدر بر تأديب فرزندش است ؛ آنان اين حكم را امرى مسلّم دانستهاند . « 2 » ادلّهاى كه از سوى فقها براى اين حكم فقهى بيان شده را به صورت زير مىتوان مطرح كرد :
الف - قرآن كريم
از جملهى آيات شريفه قرآن مجيد كه بدان استدلال شده ، آيهى ششم سوره تحريم است . خداوند متعال در اين آيهى شريفه مىفرمايد :
يا أَيهَا الَّذْينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَأَهْليكُمْ نارًا ؛ يعنى : اى مؤمنين خود و خانوادهى خويش را از آتش دوزخ محافظت كنيد .
هامش
( 1 ) . ابن ادريس حلّى ، السرائر ، ج 2 ، ص 561 ؛ جعفر بن حسن حلّى ( محقّق حلّى ) ، شرائع الاسلام ، ج 2 ، ص 276 ؛ محمّد حسن نجفى ، جواهرالكلام ، ج 29 ، ص 171 .
( 2 ) . محمّد بن حسن طوسى ، المبسوط ، ج 4 ، ص 338 ؛ ابن ادريس حلّى ، السرائر ، ج 2 ، ص 729 ؛ محمّد حسن نجفى ، جواهرالكلام ، ج 21 ، ص 388 ؛ سيد احمد خوانسارى ، جامع المدارك ، ج 5 ، ص 413 ؛ على كريمى جهرمى ، الدرّ المنضود فى احكام الحدود ، ج 2 ، ص 282 ؛ سيّد عبدالاعلى سبزوارى ، مهذّب الاحكام ، ج 28 ، ص 37 .