استفاده كنيم . ولى اين نكته خوبى بود كه حاج آقا فرمودند و من هم تا حدى جواب را عرض كردم ، نكات ديگرى را هم كه فرمودند استفاده كرديم و من نكته ديگرى ندارم .
سوال : گاهى قاعده سياسى براى حكومت بيان مىشود ، ولى باز هم حاكم ديگرى بيايد اختلاف پيدا مىشود ، زيرا اختلاف در تحقق و يا عدم تحقق موضوع پيش مىآيد . در اين موارد چه بايد كرد ؟
جواب : مى توان براى تفسير آن قاعده مرجعى قرار بدهيم كه اگر ما در موضوع و يا در چگونگى نحوهء تطبيق آن قاعده بر آن موضوع شك داشتيم آن مرجع بايد اين وظيفه را انجام بدهد ، به نظر من راهش همين است و چيز ديگرى نيست .
سوال : يك سؤال هم از جناب آقاى ميراحمدى مطرح كنم . اگر چه از يك رو ضرورت قواعد سازى و ضابطهمند كردن احكام سياسى مطرح است و لكن به نظر مىرسد با توجه به اينكه موضوعات و مسائل سياست و حكومت در بردارندهء عوامل متعدد و متغيرات فراوان است ، قواعد سازى در اين مورد با دشوارى مواجه باشد . بدين ترتيب آيا قواعد در فقه سياسى چندان كارآمد خواهد بود و فقيه چگونه مىتواند در فرآيند قاعده سازى همه اين عوامل و متغيرات را در نظر گرفته و يا پيش بينى نمايد ؟
جواب : من هم با اين نكته موافق هستم اما آيا
نشست هاى علمى مركز فقهى أئمه أطهار (ع) (فارسى) — صفحة 180
مساهمون: مركز فقه الأئمة الأطهار ( ع )
ص١٨٠