حدأقلى و حدأكثرى در جامعه مطرح شده است ، آيا گسترهء فقه فقط مباحث خاصى است و يا مىشود از آن تسرى پيدا كرد به مباحث بسيار نوپيدا كه مباحث كاملًا به روزى است . من در يك سايتى نگاه مىكردم يكى از دگرانديشان اظهار گلايه مىكرد كه چرا فقه در همهء مسائل اظهار نظر مىكند و دليل مىآورد . معلوم مىشود كه اين مباحثى كه در سالهاى پس از انقلاب مطرح شده در حوزههاى مختلف تأثير گذار بوده است . بر خلاف زمان قبل از انقلاب كه ديدگاهها در اين حوزه عرضه نمىشد و ما عملًا با مشكل مواجه بوديم پس از انقلاب ديدگاههاى زيادى از سوى فقها و اصحاب فقه عرضه شد . با توجه به حوزهء فقه حدأقلى و حدأكثرى و در حوزهء فقه سياسى به همين صورت ، كمى به اين مسأله بپردازيد . همچنين تبيين بشود كه آيا امر سياسى ، آيا مكلف را هم در بردارد يا فقط بحث جامعه و گروه مدارى مطرح است ؟ آيا مباحث فردى را هم در بردارد يا فقط مباحث جمعى است ؟ شايد اگر اين تبيين بشود در حوزهء فقه سياسى حدأكثرى شفافيت و تأثيرگذارى بيشتر شود .
حجت الاسلام و المسلمين دكتر مير احمدى ( ناقد )
من قبل از اينكه محور دوم را به بحث بگذارم ، باز اين تذكر را عرض مىكنم كه من همانطورى كه در اوايل عرائضم گفتم به هر حال كار جناب آقاى شريعتى و تنظيم قواعد فقه سياسى
نشست هاى علمى مركز فقهى أئمه أطهار (ع) (فارسى) — صفحة 171
مساهمون: مركز فقه الأئمة الأطهار ( ع )
ص١٧١