سياسى كرد .
پس بحث ما اين است كه اولًا از قواعدى كه استفادهء سياسيش رايج نيست بتوانيم استفادهء سياسى كنيم و ثانياً قواعد ديگرى را استخراج كنيم ؛ اين نكته را دقت بفرماييد ، هيچ كدام از فقهايى كه در بحث قواعد فقه كار كردهاند نگفتهاند قواعد فقه همين است . قواعد فقه دامنهء زيادى دارد به خاطر اينكه در منابع فقهى در طول هزار سال و در طول آيندهاى كه ما از آن منابع فقهى استفاده مىكنيم ممكن است قوانين ديگرى استخراج بشود . پس وظيفهء دوم ما به عنوان فقها و حوزويان استخراج قواعد جديد از منابع فقهى است . وقتى فقيه قواعد جديد را استخراج و مستند به منابع شرعى نمايد ، مىتواند كمك زيادى به حاكم و حكومت كند .
در هر قاعدهاى به چند نكته بايد دقت كنيم . اولًاقاعده را تبيين كنيم ، ثانياً مستندسازى كنيم و ثالثاً گسترهء قاعده را بررسى كنيم ؛ اين سه وظيفهء فقهاست ، يعنى وظيفهء فقهاست كه تبيين كند ، مستندسازى كند ، گسترهء قاعده را هم مشخص كند .
نكته اين است كه ما بايد از قواعد موجود بازيافت سياسى داشته باشيم تا بتوانيم براى حكومتمان قواعد و مقرراتى را كشف كنيم . شهيد مطهرى جملهء جالبى دارند كه مىفرمايند فقها از اوفوا بالعقود كه يك جمله در قرآن آمده است ، دهها و صدها بار در كتابهاى فقهىشان استفاده كردهاند اما از بحث عدالت كه دهها آيهء قرآن است يك قاعدهء فقهى درست
نشست هاى علمى مركز فقهى أئمه أطهار (ع) (فارسى) — صفحة 168
مساهمون: مركز فقه الأئمة الأطهار ( ع )
ص١٦٨