نكردهاند تا در مباحث استفاده كنند . پس استخراج قواعد فقهى جديد هم وظيفهء فقهاست كه خيلى مىتواند به اين مباحث كمك كند .
اما در مورد بحثى كه حاج آقاى ميراحمدى با احترامى كه خدمت ايشان داريم مطرح نمودند بايد بگويم كه اعتقادم بر اين است كه فقه حكم مىدهد و نظريه هم مىدهد ، ولى در بسيارى از موارد لازمهء حكم نظريهپردازى است . مثلًا نظريهء انتخاب و انتصاب در بحث ولايت فقيه ؛ جزء مباحث فقه سياسى است و ما انكار نمىكنيم . قواعد و مقررات هم ممكن است به نظريه پردازى منجر شده و در نهايت يك نظريهاى ابداع شود بنابراين مى پذيريم كه فقه سياسى هم شامل حكم است و هم شامل نظريه ، البته در مورد نظام تفكر كافى نكردهام كه بتوانم اظهار نظر كنم .
در رابطه با هويت ارتباطى فقه سياسى ، هم به نظر مىرسد كه اگر ما فقه سياسى را مرتبط با دانش سياسى بدانيم هويت ارتباطى درست است ، اما اين مورد تتبع من نبوده است .
حجت الاسلام والمسلمين ايزدهى ( دبير علمى )
ضمن تشكر از جناب آقاى شريعتى و جناب آقاى ميراحمدى . همچنين تشكر مى كنم از جناب حضرت آيتالله جناب آقاى فاضل لنكرانى كه تشريف آوردند و بر عنايت قبلىشان بر حوزهء فقه سياسى تأكيد ورزيدند و مجلس ما را
نشست هاى علمى مركز فقهى أئمه أطهار (ع) (فارسى) — صفحة 169
مساهمون: مركز فقه الأئمة الأطهار ( ع )
ص١٦٩