اقتصادى ، اجتماعى ، سياسى ، قضايى و عرصههاى مختلفى كه نياز حكومت است و به عبارت ديگر قانونمند كردن جامعه و حكومت ، شما يك جامعهاى را تصور بفرماييد كه مردم با قواعدى كلى آشنا هستند ، كارگزاران و مديران جامعه هم با همان قواعد آشنا هستند . آن جامعه را به راحتى مىشود اداره كرد يعنى به اصطلاح جامعهء قانونمند است . من به عنوان مكلف و ديگرى به عنوان يك مدير جامعه ، قاعدهء لاضرر را قبول داريم . وقتى قواعد را قانونمند كنيم اين نياز حكومت خيلى زود برآورده مىشود و بحرانها و خطراتى كه ممكن است در پيش داشته باشد را به راحتى پشت سر مى گذارد . ثانياً تسريع در دستيابى به حكم در مسائل نوپيدا ، ثالثاً تثبيت مقررات حاكم . امروزه مشكلاتى كه كشور اسلامى دارد اين است كه مثلًا دولت وقتى عوض بشود يك سرى از مقررات عوض مىشود . ما وقتى كه يك قواعد كلى به اين دولت بدهيم اين قواعد را هر دولتى كه بيايد نمىتواند عوض كند . مثلًا قاعده نفى سبيل ( نفى سلطهء بيگانه ) . اگر همه قبول داشته باشند هر موضوعى كه به سلطه بيگانه بيانجامد هم افراد مىدانند وظيفهشان چيست و هم آن كشور كفر مىداند و آيندهنگرى مىكند . مبارزهء ميرزاى شيرازى با توتون و تنباكو در همين قاعده شكل گرفت . نفى سبيل باعث شد كه فتوايى صادر شده و سلطهء بيگانه كنار برود . پس مقررات حاكم تثبيت مىشود . رابعاً متحدالشكل شدن قوانين كشورهاى اسلامى . اگر
نشست هاى علمى مركز فقهى أئمه أطهار (ع) (فارسى) — صفحة 165
مساهمون: مركز فقه الأئمة الأطهار ( ع )
ص١٦٥