سياسى است كه دو خصوصيت ويژه دارد : اول : انعطافپذيرى و سياليت در حوزههاى مختلف كه به بحث زمان و مكان و مصلحت و . . . بر مىگردد و نكتهء دوم اين است كه مقولهء جمعى است و مقولهء فردى نيست . نكتهاى كه من مىخواهم اضافه كنم اين است كه با توجه به اينكه خود قواعد فقهى گونهاى نظريه پردازى در قبال احكام است ، مثلًا شايد ما از عدالت به عنوان قاعدهء فقهى ياد كنيم اما به عنوان نظريهء عدالت در حوزهء فقه يا در حوزهء اسلام مطرح باشد . آيا مىتوان نظريهء عدالت ، نظريهء تسامح ، نظريهء نظارت و مقولات مختلفى كه در حوزهء قواعد فقه به كار مىآيد را حكم دانست ؟ آيا آقاى شريعتى در حوزهء نظريهپردازى فقط به قواعد عنايت دارند يا هر دو را بايد در حوزهء خروجىهاى فقه توجه كنند نه اينكه قواعد فقهى به عنوان نظريه و احكام را به عنوان خروجى ديگر بشود از آن برداشت كرد .
حجت الاسلام والمسلمين شريعتى ( نظريهپرداز )
من البته از جهت اين كه از كتاب قواعد فقهى مرحوم آيت الله العظمى فاضل لنكرانى و به ويژه مقدمهاى كه حاج آقا بر آن قواعد فقه نوشتهاند استفادهء زيادى كردم ، همين جا تشكر مىكنم از زحمتى كه همين مؤسسه كشيدهاند و ان شاءالله كه روح مرحوم آيتالله العظمى فاضل شاد بشود با صلوات بر محمد و آل محمد .
نشست هاى علمى مركز فقهى أئمه أطهار (ع) (فارسى) — صفحة 163
مساهمون: مركز فقه الأئمة الأطهار ( ع )
ص١٦٣