من ابتدا باقيمانده بحثم را خدمتتان عرض مىكنم . قسمت اول بحث مقدمهاى در رابطه با قواعد فقهى بود و لزوم كاربرد سياسى قواعد فقه ، ويژگيهاى موضوعات سياسى و خصيصهاى كه باعث مىشود در موضوعات سياسى از قواعد فقه بيشتر استفاده كنيم .
اما نكتهاى كه باقى ماند از ويژگيهاى موضوعات سياسى كه در حديث شريف و معروف « وأما الحوادث الواقعه » آمده است نو بودن و نو شدن موضوعات سياسى است . نكتهء بعد هم اين است كه موضوعات سياسى تغيير پذير هستند به گونهاى كه در طول زمان ممكن است حكم آن موضوع حتى تغيير كند . مثلًا حالا بحث شطرنج بحث سياسى نيست ، ولى بحث شطرنج و نظر حضرت امام را در ملاحظهء همين موضوع خدمتتان عرض مىكنم .
نكتهء سوم هم ضرورت تسريع در بيان حكم شرعى سياسى است . دقت كنيد كه گاهى ممكن است كشور به خاطر يك موضوع و يك مسألهء سياسى كه حكم شرعيش مشخص نيست در خطر و در بحران بيفتد يعنى لازم است كه موضوعات سياسى سريعاً حكم شرعىشان مشخص بشود و به همين خاطر كه سرعت در پاسخگويى حكم شرعى ضرورت دارد بايد گفت كه قواعد فقه در اينجا خيلى بيشتر مىتواند كمك كند .
اما فوائد و آثار قواعد فقه در بحث سياست و حكومت كه چند مورد را عرض مىكنم . اولًا پاسخ به نياز حكومت پيرامون قواعد كلى در عرصههاى داخلى ، خارجى ، عرصههاى
نشست هاى علمى مركز فقهى أئمه أطهار (ع) (فارسى) — صفحة 164
مساهمون: مركز فقه الأئمة الأطهار ( ع )
ص١٦٤