ديدگاه محقّق رشتى رحمه الله در ضمان حرّ
مرحوم محقّق رشتى در رابطه با اين كه حديث على اليد شامل حرّ نمىشود ، سه مطلب ذكر نمودهاند « 1 » كه جهت روشن شدن بحث ، لازم است كه هر سه صورت را جداگانه مورد تدقيق و بررسى قرار دهيم .
مطلب اوّل : ضمان در موردى تصوير دارد كه « يد » كاشف از ملكيّت باشد ؛ و ضامن به عنوان مالكيّت نسبت به شيىء استيلا پيدا كرده ، و آن شيىء متّصف به صفت مملوكيّت باشد ؛ در حالى كه شخص آزاد چنين وصفى را ندارد ؛ چرا كه خود ، عنوان مالك دارد و ديگر ، قابل اتّصاف به صفت مملوكيّت نيست و اجتماع مالك و مملوك محال است .
شاهد بر اين مطلب ، فتواى مرحوم علّامه « 2 » است كه اگر كسى لباس شخص حرّ صغيرى را غصب كند ، ضمان آور نيست ؛ زيرا ، اگر خودش را نيز غصب كند ، موجب ضمان نمىشود ؛ چه آن كه انسان صغير ، هر چند مقهور دست غاصب است ، اما صفت ملكيّت - كه در معناى « يد » در اين قاعده مأخوذ است - در او وجود ندارد .
از اين جهت ، كلمهى « يد » بر او صادق نيست ؛ و اگر نسبت به خود او صادق نباشد ، نسبت به لباس او نيز صادق نخواهد بود ؛ چرا كه به اعتبار استقلال ذاتى و مالكيّت ذاتى خودش ، بر لباس خودش « يد » دارد .
اشكالات مطلب اوّل : بر اين مطلب اشكالات زير وارد مىشود :
1 - ظاهر كلمهى « يد » در اين حديث ، يدِ عدوانى و يا يدِ غير مأذون است ؛ و هيچ قرينهاى بر اين كه بايد « يد » ، متّصف به صفت ملكيّت و مالكيّت باشد ،
هامش
( 1 ) . خلاصه اين سه مطلب آن است كه در اخذ شخص حرّ يا عنوان « يد » صدق نمىكند ؛ و يا اين كه عنوان « ادا » كه غايت است ، تحقّق ندارد .
( 2 ) . تحرير الأحكام ، ج 4 ، ص 523 .