يكاد يفيد شيئاً ، لأنّ المراد ضمان الفائت أو المستوفى ، فأداء ما لم يفت و لم يستوف غير مجد في ارتفاع ضمان المأخوذ باستيفائه أو بالاستيلاء عليه مع فواته . . . » « 1 » .
توضيح كلام محقّق اصفهانى قدس سره : ايشان چهار مطلب را در كلامشان بيان مىكنند :
1 - در حديث على اليد ، ضمان و عهده مغيّى به ادا است ؛
2 - مقصود از ادا ، اداى خود آن چيزى است كه مورد اخذ واقع شده است ؛
3 - منافع به حسب ذات ، قابليّت ادا ندارد ؛ زيرا ، از امور تدريجيه هستند ، و اين تدرّج در وجود ، سبب مىشود كه قابليّت ادا را به حسب ذات نداشته باشند ؛ به خلاف اعيان ، كه ذاتاً قابليّت ادا دارد ، هر چند كه ممكن است به جهت عارض شدن مانعى ، در ابتدا ، يا از جهت بقا ، قابل ادا نباشند ؛
4 - در قسمت چهارم كلام ، ايشان از يك سؤال مقدّرى پاسخ دادهاند ، و آن اين كه : گرچه منافع وجود تدريجى دارند ، اما اين وجود تدريجى ، به عنوان يك وجود واحد تلقّى مىشود ؛ بنابراين ، چنان چه نسبت به يك طرف اين وجود واحد ، استيلا حاصل شود ، مىتوان گفت با اداى طرف ديگر ، ادا تحقّق پيدا مىكند ؛ يعنى : اگر آن طرف آخر را ادا كند ، گويا كه اين وجود واحد ادا گرديده است .
محقّق اصفهانى رحمه الله در جواب فرمودهاند : چنين فرضى نمىتواند مفيد باشد ؛ زيرا ، مقصود از ضمان ، اداى چيزى است كه فوت شده و يا استيفا گرديده است ؛ از اين جهت ، اداى چيزى كه فوت و يا استيفا نشده باشد ، در رفع ضمان شيىء مستوفى و يا فائت كفايت نمىكند .
مقصود ايشان در اين جواب آن است كه حتى اگر نسبت به منافع نيز ادا
هامش
( 1 ) . محمّدحسين الاصفهانى ، حاشية المكاسب ، ج 1 ، صص 317 و 318 .