تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قاعده لا حرج تقريرات دروس شيخ محمد جواد فاضل لنكرانى — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
التمسّك بقاعدة نفي الحرج فله وجه لكنّ المدار على الحرج الشخصي ، ويدور الحكم مداره » « 1 » ؛ امّا استثناى شخصى كه مكرّر داخل مكّه مىشود ، در مورد آن به خاطر حرج ، ادّعاى اتّفاق شده است ؛ تمسّك به قاعده لاحرج در اين مورد وجهى دارد ، امّا بايد توجه داشت كه منظور از حرج در اينجا حرج شخصى است و حكم فوق بر همين اساس است . مرحوم صاحب جواهر نيز بعد از آن كه بيان مىدارد ورود به مكّه براى امثال چوپان بدون احرام جائز است و مخالفى در اين مسأله وجود ندارد ، از جمله دليلى كه براى آن ذكر مىكند تمسّك به قاعده لاحرج است . « 2 » 4 ) از ديگر محرّمات احرام چيدن ناخن است ؛ امّا فقها تصريح نموده‌اند كه در صورت ضرورت و حرج ، محرِم مىتواند ناخن خود را بچيند ؛ بسيارى از فقها از جمله مرحوم محقّق خوئى قدس سره تصريح نموده‌اند : مراد از ضرورت ، ضروت عرفى است كه همان حرج و مشقّت است . « 3 » 5 ) مورد ديگرى كه مىتوان به آن اشاره نمود ، اين است كه يكى از محرّمات احرام ، حرمت تدهين - روغن و كِرم مالى - براى محرِم است ، امّا در مواردى كه محرِم به جهت درد شديد ناچار از استعمال باشد ، و عدم استعمال براى او مستلزم عسر و حرج باشد ، فقها فتوا به جواز داده‌اند . به عنوان مثال : مرحوم علّامه حلّى رحمه الله در اين زمينه بيان مىدارد : « ويدلّ على جواز التدهين عند الضرورة أوّلًا أدلّة نفي العسر والحرج . . . » « 4 » .
هامش
( 1 ) . السيّد احمد الخوانسارى ، پيشين ، ج 2 ، ص 423 . ( 2 ) . محمّدحسن النجفى ، جواهر الكلام ، ج 18 ، ص 448 . ( 3 ) . السيّد ابوالقاسم الموسوى الخوئى ، پيشين ، ج 28 ، ص 507 . ( 4 ) . حسن بن يوسف بن المطهّر الأسدى ( العلّامة الحلّى ) ، تذكرة الفقهاء ، ج 7 ، ص 323 .