ميان واجبات و محرّمات نيست . به عنوان نمونه : در كتاب « حجّ » در باب احرام و محرّمات آن ، در موارد متعدّدى به قاعده لاحرج تمسّك شده و به مكلّف اجازه داده شده است كه آنها را مرتكب شود . اينك به چند نمونه اشاره مىنمائيم :
1 ) يكى از روايات بحث قاعده لاحرج ، روايت « هيثم بن عروة التميمى » است كه به وضوح بر اين نكته دلالت داشت كه شخص محرم اگر بخواهد براى اسباغ وضو ، نسبت به جدا شدن موى خود كفّاره دهد ، اين امر حرجى است و امام صادق عليه السلام در اين فرض فرمودند كه كفّاره لازم نيست و به قاعده لاحرج استدلال فرمودند . در اين روايت ، گرچه مدلول مطابقى آن نفى يك حكم وجوبى به نام « وجوب كفّاره » است ، امّا به دلالت التزامى دلالت بر نفى حرمت دارد ؛ چرا كه بين نفى كفّاره و نفى حرمت ، ملازمه وجود دارد ؛ هر چند در جاى خود بيان نمودهايم كه بين وجود كفّاره و ثبوت حرمت ملازمهاى نيست .
اين روايت گرچه در مورد وضو وارد شده است ، امّا ظاهر آن است كه خصوصيّتى براى وضو در اين رابطه نيست . والد معظّم « دام ظلّه » در كتاب گرانسنگ « تفصيل الشريعة » در همين رابطه بيان مىدارند :
« والإستدلال بالرواية على عدم الحرمة بقاعدة نفى الحرج لا يوجب الإنحصار بالوضوء والغسل الواجبين ، كما لا يخفى » « 1 » .
بنابراين ، از روايت استفاده مىشود كه اين قاعده اجمالًا در محرّمات نيز جريان دارد . در همين زمينه ، فقها در مورد جواز ازاله شعر محرِم در صورت ضرورت به ادلّهاى همچون قاعده لاحرج استناد نمودهاند ؛ و از جمله ، مىتوان به مرحوم سيّد عاملى « 2 » ، مرحوم صاحب جواهر « 3 » ، مرحوم محقّق خوانسارى « 4 » ، مرحوم محقّق
هامش
( 1 ) . محمّد الفاضل اللنكرانى ، تفصيل الشريعة فى شرح تحرير الوسيلة ، كتاب الحجّ ، ج 4 ، ص 170 .
( 2 ) . السيّد محمّد الموسوى العاملى ، مدارك الأحكام ، ج 7 ، ص 351 .
( 3 ) . محمّدحسن النجفى ، جواهر الكلام ، ج 18 ، ص 378 .
( 4 ) . السيّد احمد الخوانسارى ، جامع المدارك ، ج 2 ، ص 408 .