محرومان به حكم فطرت اصيل و انسانىشان زبانى شاكر دارند و در مقابل احسان حاكم ، سپاسگزارند و هيچگاه خوبى و انعام حاكم را فراموش نمىكنند ؛ در حالى كه مترفين و خواصّ جامعه در مقابل انتظارات پوچى كه دارند ، انعام و احسان حاكم را ناديده مىگيرند [ و بلكه آن را نوعى انجام وظيفه قلمداد مىكنند ] و سپاس و تشكر را لايق شأن خودشان نمىدانند !
4 - پذيرش عذر و عدم اصرار
تأمين معاش ، و تهيهء وسايل و ما يحتاج مردم تحت حكومت ، وظيفهء حاكم و دولت اسلامى است . طبيعى است كه انجام اين وظيفه در هر شرايطى به گونهاى تغيير خواهد كرد ؛ گاه به خاطر امكانات بيشتر و شرايط آسانتر ، دولت بيشتر و سريعتر و بهتر مىتواند وظيفهاش را انجام دهد و مردم را راضى نگه دارد ، و زمانى ديگر به دليل شرايط و بحرانهاى [ خاصّى كه بعضاً دولت نيز نمىتوانسته آن را پيشبينى كند ] ، حكومت نمىتواند آن چنان كه شايسته است وظيفهاش را انجام دهد . در اين گونه موارد ، دولتى كه از مردم است و خود را پيكرى از مردم مىداند ، با در جريان گذاشتن مردم ، از آنان عذرخواهى مىكند .
در اين گونه مواقع ، محرومان عذرپذيرند و نسبت به خواستهاى خود اصرار و الحاح بيشترى ندارند ؛ در حالى كه مترفين اين گونه عذرها را نخواهند پذيرفت و همچنان نسبت به خواستهاى خود اصرار بيشترى مىورزند .
آيين كشور دارى از ديدگاه امام على (ع) (فارسى) — صفحة 56
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٥٦