5 - صبر و استقامت در مقابل مصائب
هر ملتى در حيات اجتماعىاش ، زمانى با رفاه و آسايش و سلامت و امنيت زندگى مىكند و دورانى ديگر در گرفتارى و شدايد به سر مىبرد .
هيچ ملت و هيچ حاكمى نمىتواند مدعى شود كه هرگز گرفتار شدايد و مصائب نخواهد شد و هميشه و به طور دائم با رفاه ، سلامت و امنيت زندگى خواهد كرد .
از آنجا كه محرومان جامعه ، هميشه با محروميت و تنگدستى و گرفتارى و . . . به سر بردهاند ، هنگام شدايد صبورتر و مقاومترند ؛ در حالى كه مترفين و قشر خاصى از جامعه كه هميشه با رفاه و آسايش و اسراف زندگى كردهاند ، صبر و تحملى از خود نشان نخواهند داد . اينها ( و ديگر انگيزههايى كه بعداً خواهيم گفت ) ويژگىهايى هستند كه حاكم را به سوى مستضعفان مىكشاند و او را وادار مىسازد تا به سود محرومان و در جهت رضايت و آسايش آنان قدم بردارد .
وَ إِنَّمَا عِمَادُ الدِّينِ وَ جِمَاعُ الْمُسْلِمِينَ وَ الْعُدَّةُ لِلْأَعْدَاءِ الْعَامَّةُ مِنَ الْأُمَّةِ فَلْيَكُنْ صِغْوُكَ لَهُمْ وَ مَيْلُكَ مَعَهُمْ .
تكيهگاه دين ، اجتماع مسلمانان و نيروى ذخيره براى دشمنان ، تنها تودهء مردم هستند [ نه مترفين و زراندوزان جامعه ] ، پس ، گوشت به سوى تودهء مردم و گرايشت به جانب آنان باشد .
تداوم حكومت با طرد سخنچينان
در فرهنگ اسلام ، رذيلهء سخنچينى از بدترين رذيلهها و چهرهء سعايتگر از زشتترين چهرههاست .