اكثريت جامعه را مردم عادى اجتماع و به اصطلاح ، همان تودهء مردم تشكيل مىدهند كه نوعاً از امكانات رفاهى كمترى برخوردار مىباشند .
در مقابل ، گروه كوچك ديگرى هستند كه از امكانات مادّى فراوانى برخوردارند و به همين جهت خود را برگزيدگان و خواص جامعه مىپندارند و براى خود ، شخصيت و امتيازى بيش از عامهء مردم قائلاند ! ! هيچ حاكمى نمىتواند در مقام زمامدارى ، به طور صددرصد رضايت اكثريت و اقليت جامعه را كسب نمايد ؛ زيرا اگر به سود مردم مستضعف جهتگيرى كند ، اقليت ناراضى خواهند شد ، و اگر در جهت منافع اقليت قدم بردارد ، تودهء مردم ناخشنود خواهند بود . بديهى است كه در مقام مقايسه ، تلاش در جهت تقويت پايگاه مردمى و جلب رضايت اكثريت عظيم مردم به سود حكومت و به نفع حاكم خواهد بود و نارضايى عدهاى قليل ، كارى از پيش نخواهد برد .
ويژگىهاى عامّه و خاصّه ونقش هر يك در حكومت
گفتيم كه اگر فريب و نيرنگ در كار نباشد ، هيچ نظام حاكمى نمىتواند رضايت تمام مردم را - اعم از عامّه و خاصّه - جلب كند ، و طبعاً جلب رضايت هر يك به عدم رضايت ديگرى منجر مىشود .
اكنون ببينيم ويژگىها و مشخصات هريك از اين دو گروه ، از ديدگاه على عليه السلام چيست و هريك در نظام حكومتى چه نقشى و جايگاهى دارد :
وَ لَيْسَ أَحَدٌ مِنَ الرَّعِيَّةِ أَثْقَلَ عَلَى الْوَالِي مَئُونَةً فِي الرَّخَاءِ وَأَقَلَّ مَعُونَةً لَهُ فِي الْبَلاءِ وَ أَكْرَهَ لِلْإِنْصَافِ وَ أَسْأَلَ بِالْإِلْحَافِ