حكومت و والى خواهند داشت ، هنگام بلا و بروز جنگ [ و هرگونه پيشآمدهاى ناگوار ] بيش از مردمان مستضعف و قبل از آنان از معركه و درگيرى كنار خواهند كشيد ؛ در صورتى كه مستضعفان با بروز جنگ و درگيرى ، هر آن صبورتر ، مقاومتر و قانعتر شده و تا آنجا كه بتوانند از كمك و مساعدت نيز دريغ نخواهند كرد .
2 - پذيرش عدل و انصاف
وجود عدل بين مردم يكى از ارزشهاى متعالى انسانى - اسلامى است كه هر حاكم اسلامى به حكم قرآن كه مىفرمايد : « أُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمْ » « 1 » موظف به اجراى دقيق عدل و رعايت انصاف بين اقشار جامعه است .
مستضعفان و محرومان به حكم فطرت اصيل و اسلامىشان از اجراى عدالت خوشحالتر و پذيراترند . در مقابل ، مترفين و مشتپُركنهاى جامعه از اجراى عدالت ناراضىتر و دلگيرترند ؛ چون مىدانند كه با اجراى عدالت و پياده شدن مساوات و برابرى در ميان افراد جامعه ، جايى براى اسرافكارى و تحصيل مال از هر طريق ممكن [ كه مترفين خواستار آن هستند ] باقى نخواهد ماند .
3 - سپاس و تشكر در مقابل نعمتها
انسان به حكم فطرت ، خود را موظف مىداند در مقابل كسى كه به او احسان كرده و يا نعمتى به او ارزانى داشته است ، شاكر و سپاسگزار باشد .
هامش
( 1 ) . الشورى : 15