وَ لْيَكُنْ أَحَبَّ الْأُمُورِ إِلَيْكَ أَوْسَطُهَا فِي الْحَقِّ وَ أَعَمُّهَا فِي الْعَدْلِ وَ أَجْمَعُهَا لِرِضَى الرَّعِيَّةِ فَإِنَّ سُخْطَ الْعَامَّةِ يُجْحِفُ بِرِضَى الْخَاصَّةِ وَ إِنَّ سُخْطَ الْخَاصَّةِ يُغْتَفَرُ مَعَ رِضَى الْعَامَّةِ .
و محبوبترين كارها نزد تو بايد آن امرى قرار گيرند كه معتدلترين و ميانهترين در حق ، همگانىترين و فراگيرترين در عدل و جامعترين و هماهنگترين در راه رضايت مردم باشند ؛ چرا كه بىترديد ، خشم تودهء مردم ، رضايت و خشنودى خواص و برگزيدگان جامعه را بىاثر مىسازد ؛ در حالى كه خشم خواص ، با رضايت تودهء مردم بخشوده و جبران خواهد شد .
منظور از رعايت حقّ و عدالت ، ايجاد مدينهء فاضلهء خيالى در عالم ذهن نيست كه خود باعث ركود هر گونه تصميمگيرى عملى است و حاكم را به مطلقگويى و ايدهآليسم مىكشاند . به همين دليل است كه حضرت با بيان « اوْسَطَها فِى الْحَقّ » ، حاكم را به واقعبينى و رعايت امكانات موجود در جامعه فرا مىخواند و مىفرمايد در جانبدارى از حق ، آنچه را كه حتىالامكان به حق ، نزديكتر و عملىتر است مراعات كن و با اين بهانه كه حق را به معناى واقعى كلمه نمىتوان پياده كرد ، شانه از زير بار مسؤوليت خالى نكن .
اين همه تكيه بر رضايت و خشنودى تودهء مردم ، چرا ؟
افراد تحت حكومت به دو دسته تقسيم مىشوند :
اكثريت
اقليت