جنگ با خداست و خودش مصداق عينى جنگ است ، باز هم راهِ بازگشت براى او به كلى بسته نيست ؛ زيرا خدا تا جايى طرف مخاصمهء اوست كه همچنان به اعمال ظالمانهاش ادامه مىدهد و در مسير توبه و بازگشت قدم نمىگذارد . پس خدا نيز با او مخاصمه مىكند « حَتّى يَنْزِعَ وَيَتُوبَ » ؛ تا دست از ستمگرى بردارد و از ظلم ، توبه كند . در اين حالت [ و در صورتى كه صادقانه و از صميم قلب باشد ] خداوند نيز از گناهش مىگذرد ، توبه و رجوعش را مىپذيرد و از مقابله و مخاصمهء با او چشمپوشى مىكند .
البته توبه هم در هر موردى مراتب و مدارج خاص خودش را دارد كه بايد كاملًا رعايت شود . اگر كسى حقّالنّاس را پايمال كرده باشد ، براى پذيرش توبهاش كافى نيست كه تصميم بگيرد از آن به بعد ، حقّ النّاس را پايمال نكند ، بلكه بايد تمام توان خود را به كار ببرد و تا آن جايى كه از عهدهاش بر مىآيد ، حقّ النّاس را به صاحبش برگرداند و رضايت عباداللَّه و عيال اللَّه را كه مورد ظلم او واقع شدهاند ، كسب كند ؛ در چنين صورتى ، خداوند هم توبهء واقعى و توأم با صداقت و صميميّت آن شخص را مىپذيرد .
تأثير نالهء مظلوم
در بينش اسلامى ، برخى از گناهان باعث تبديل نعمت و عزّت به ذلّت وبدبختى است و بعضى ديگر مسبّب تعجيل عذاب ونزول بلاهاى آسمانى .
در ديدگاه على عليه السلام ظلم و ستم به بندگان خدا ، نيرومندترين عاملى است كه از يك طرف ، نعمت الهى را به نقمت ، و عزت را به ذلت و تباهى تبديل مىكند ، و از سوى ديگر ، باعث تعجيل عذاب و نزول بلاهاى