روح مستمندان وارد آمده است . ثانياً ، آنچه كه دولت به عنوان خدمت ارائه مىدهد ، انجام وظيفه است و نمىتوان بر كسى منّت گذاشت . ثالثاً ، انفاق و بخشش بايستى وجههء خدايى داشته باشد و منّت ، حاكى از اين است كه عمل انجام شده براى خدا نبوده است . رابعاً ، خداوند متعال كه حاكم علىالاطلاق و صاحب همهء قدرتها و نيروهاست ، در بخشش اين همه نعمتهاى هستى ( جز نعمت رسول خدا صلى الله عليه و آله و نعمت اسلام ) بر انسانها منّت نگذاشته است و اگر انسانى در مقابل احسان به ديگرى منّت بگذارد ، حاكى از اين خواهد بود كه براى خود استقلال قائل شده و نعمت را از آن خود مىداند ؛ در صورتى كه به حكم « لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ إلّابِاللَّه » مالك همهء هستى ، اوست و از اوست . ( إنَّا للَّهوَإنَّا إلَيْهِ راجِعُونَ ) .
2 . نتيجهء خلف وعدهء حاكم اسلامى
در اسلام تخلّف از وعده در حكم بىدينى و بىايمانى است . قرآن در همين زمينه مىفرمايد : « كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّه و . . . » در مقابل ، وفاى به عهد از نشانههاى ايمان و پاىبندى به مسائل اسلامى است . اگر مسؤولى به مردم وعدهاى بدهد و از آن تخلّف كند ، علاوه بر اين كه مورد غضب خدا قرار خواهد گرفت ، زيان اين تخلّف متوجه دولت خواهد شد ولذا شايسته استمسؤولان وعدههايى رامطرح كنندكه صد درصد مىتوانند به آن عمل نمايند و از دادن وعدههايى كه احتمال تخلّف از آن هست ، پرهيز كنند .
3 . مبالغهگويى شايستهء حاكم اسلامى نيست
حقيقت و آنچه كه از حقيقت برخوردار است ، از نورانيّت و روشنايى
آيين كشور دارى از ديدگاه امام على (ع) (فارسى) — صفحة 145
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص١٤٥