حَتَّى يَسْكُنَ غَضَبُكَ فَتَمْلِكَ الْإِخْتِيَارَ وَ لَنْ تَحْكُمَ ذَلِكَ مِنْ نَفْسِكَ حَتَّى تُكْثِرَ هُمُومَكَ بِذِكْرِ الْمَعَادِ إِلَى رَبِّكَ .
مبادا چيزى را كه همهء مردم به طور مساوى در آن سهم دارند ، بيشتر از ديگران به خودت اختصاص دهى . در آنچه براى مردم آشكار است ، خود را به غفلت و نادانى نزن ؛ براى اين كه آن چيز از تو گرفته و به ديگرى داده مىشود و به زودى پرده بالا مىرود و تو به نفع مظلومان محكوم خواهى شد .
جلوى خشم و تندى و دستيازى و زباندرازى خود را بگير و از دشنام دادن و هرزه گفتن پرهيز كن و خاموش باش تا اين كه غضبت فرونشيند و اختيارت به دست آيد و بينشات حقيقت را ببيند هنگامى به خود مىآيى كه به ياد بازگشت به سوى پروردگارت افتاده و بر اندوه و نگرانىات بيفزايى .
در جمعبندى جملات بالا ، به مطالبى از اين دست پى خواهيم برد :
1 . خودكامگى
خودكامگى بيش از افراد معمولى به سراغ حاكم مىآيد و با توجه به امكاناتى كه او در اختيار دارد ، هيچ نيرويى جز نيروى تقوا مانع خودكامگىاش نخواهد شد . پس حاكم بيش از ديگران به نيرومندى و تقويت بنيهء تقوايى نيازمند است .
2 . ضرورت تقسيم بالسّويه اموال و امكانات عمومى
آنچه از آنِ همهء مردم است بايستى بالسّويه بين مردم تقسيم گردد و حاكم نمىتواند اموال عمومى را به خود و يا به عدهاى خاص اختصاص
آيين كشور دارى از ديدگاه امام على (ع) (فارسى) — صفحة 148
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص١٤٨