شرح
تقليد فرد جاهل از مجتهد انسدادى « 1 » ، چگونه است ؟
اگر مجتهد مطلق از افرادى باشد كه باب علم و علمى را منسد مىداند ، تقليد غير ، از او در غايت اشكال است زيرا : 1 - ادلهء تقليد ، دال بر جواز رجوع جاهل به عالم « 2 » هست - نه رجوع به جاهل - درحالىكه مجتهد انسدادى ، جاهل و معترف است كه من نسبت به احكام ، عالم نيستم . 2 - اما مقدمات انسداد را هم كه آن مجتهد دربارهء خودش - نه مقلدينش - جارى نموده و نتيجه گرفته در حال انسداد باب علم و علمى بايد به ظن خود عمل نمايد « 3 » ، « شك » و « وهم » را بر ظن ترجيح ندهد لذا تقليد غير ، از مجتهد انسدادى ، نياز به دليل ديگرى « 4 » دارد و در محل بحث ، دليل ديگرى غير از اجماع يا اجراء مقدمات انسداد ، نزد همان غير « 5 » ، مطرح نيست كه اينك به توضيح آن مىپردازيم .هامش
( 1 ) - بنا بر حكومت نه كشف .
تذكر : در نتيجهء دليل انسداد ، اختلاف است كه آيا ظن انسدادى بنا بر « كشف » حجيت دارد يا بنا بر « حكومت » كه تفصيل آن را در بحث ظن - جلد چهارم ايضاح الكفاية - بيان كرديم اما اجمالا :
الف : در حال انسداد باب علم و علمى و تماميت مقدمات انسداد « عقل » كشف مىكند كه شارع مقدس در چنين وضعى ، ظن انسدادى را يك حجت شرعى قرار داده كه در اين صورت ، ظن انسدادى ، يك حجت شرعى هست .
ب : قول ديگر ، اين است كه در حال انسداد باب علم و علمى و تماميت مقدمات انسداد به عقل رجوع مىنمائيم و عقل « مستقلا » و صرفنظر از شرع ، حكم به حجيت ظن انسدادى مىكند كه در اين فرض ، ظن انسدادى ، يك حجت عقلى است .
( 2 ) - يعنى : عالم به احكام شرعيه .
( 3 ) - حجيت مطلق ظن .
( 4 ) - غير از دليل تقليد و غير از دليل انسداد كه آن مجتهد در حق خود ، جارى نموده .
( 5 ) - كه نتيجهاش حجيت ظن مجتهد انسدادى براى آن غير باشد .