شرح
كريت را استصحاب مىكنيد و حالت سابقهء يقينيه را به وسيلهء استصحاب ادامه مىدهيد .
تذكر : شرط جريان استصحاب در فرض مذكور ، اين است كه معارض نداشته باشد « 1 » يعنى : موضوع اثر فقط يك عنوان در يك حادث باشد اما چنانچه فرضا هم « تقدم الملاقاة على الكرية » در لسان دليل شرعى ، موضوع اثر است و هم تقدم الكرية على الملاقاة « 2 » در اين صورت از جهت حالت سابقه ، مانعى براى جريان استصحابين « 3 » مطرح نيست لكن وقتى بخواهيم دو استصحاب را جارى نمائيم ، گرفتار معارضه مىشود زيرا يقين داريم يكى از آن دو عدم تقدم انتقاض پيدا كرده و به تقدم ، متبدل شده ، علم اجمالى به كذب يكى از آن دو استصحاب داريم زيرا امكان ندارد ، نه ملاقات بر كريت تقدم داشته باشد و نه كريت بر ملاقات ، بلكه قطعا « احدهما » بر ديگرى مقدم بوده .
خلاصه : استصحاب در « ما نحن فيه » به علت تعارض كنار مىرود نه بهعنوان نبودن حالت سابقه .
يادآورى : اگر دو طرف يك حادث هم منشأ اثر باشد ، استصحاب از نظر حالت سابقه ، نقصى ندارد اما مبتلاى به معارض هست .
بيان ذلك : فرض كنيد هم « تقدم الملاقاة على الكرية » داراى اثر هست و هم « تأخر الملاقاة على الكرية » ، ذى الاثر مىباشد ، در اين صورت هم استصحاب از نظر حالت سابقه نقصى ندارد لكن به خاطر ابتلاء به معارض ، جريان پيدا نمىكند زيرا اگر بخواهيد عدم تقدم را استصحاب نمائيد ، مىگوئيم چرا عدم تأخر را استصحاب نمىكنيد « 4 » و چنانچه
هامش
( 1 ) - در اين زمينه ، توجه شما را به پاورقى ( 2 ) صفحه 14 در مورد حادثين مجهولى التاريخ هم جلب مىكنيم .
( 2 ) - يعنى : اثر بر هر دو « تقدم » مترتب شده .
( 3 ) - يعنى : الف : استصحاب عدم تقدم كريت . ب : استصحاب عدم تقدم ملاقات .
( 4 ) - چون هر دو ، داراى حالت سابقه هستند .