تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١
شرح
احراز اتصال زمان شك به يقين ، مطرح است « 1 » . به عبارت ديگر : چنانچه بگوئيد : قبول داريم كه فرضا زمان ملاقات ، معلوم است لكن از نظر اضافه به كريت نمىدانيم چه وضعى دارد ، آيا ملاقات در زمان كريت نبوده يا اين كه در زمان كريت تحقق داشته و چه مانعى دارد كه استصحاب عدم ملاقات را در زمان كريت جارى نمائيم « 2 » ، اشكال ما - مصنف - اين است كه : اتصال زمان شك به يقين ، محرز نشده زيرا شما احتمال مىدهيد كه كريت متيقنه ، قبل از ملاقات تحقق پيدا كرده باشد و اگر چنين باشد ، آن حالت سابقهء عدميه به يقين انتقاض پيدا كرده . البته اين مسئله به نحو قضيهء شرطيه است لكن گفتيم اتصال زمان شك به يقين بايد محرز باشد يعنى : در هيچ‌يك از دو طرف احتمال ، آن حالت سابقهء عدميه به يقين ، نقض نشده باشد اما اگر طبق يك صورت ، احتمال بدهيد به يقين نقض شده ، اتصال زمان شك به يقين را احراز نكرديد ، شما در « ما نحن فيه » احتمال مىدهيد ، كريت متيقنه ، قبل از ملاقات واقع شده باشد كه در اين صورت ، آن حالت سابقهء عدميه به شك انتقاض پيدا نكرده بلكه به يقين ، نقض شده . آرى اگر كريت ، بعد از ملاقات باشد ، به شك ، انتقاض پيدا كرده . خلاصه اينكه : يك طرف مسئله ، احتمال انتقاض يقين به يقين و طرف ديگرش احتمال نقض يقين به شك هست و اين مقدار در باب استصحاب كفايت نمىكند بلكه بايد مسئله ، محرز باشد . خلاصه : جريان استصحاب در مورد حادث معلوم الحادث معلوم التاريخ با همان اشكال قبل ، مواجه است .
هامش
( 1 ) - كه در حادثين مجهولى التاريخ در صفحهء 20 مشروحا بيان كرديم . ( 2 ) - گرچه « ملاقات » ، معلوم التاريخ است .