شرح
بلا مخصص . ب : تخصيص على وجه الدور .
بيان « دور » : اگر با « لا تكرم الفاسق » بخواهيد عموم « اكرم العلماء » را تخصيص بزنيد ، مستلزم تخصيص « على وجه الدور » است زيرا تخصيص عام به وسيلهء اطلاق « لا تكرم الفاسق » متوقف بر اين است كه مطلق در اطلاق « ظهور » داشته باشد « 1 » و اطلاق آنهم متوقف بر اين است كه عام را تخصيص بزند و الا اگر عام را تخصيص نزند ، عام براى مطلق به منزلهء بيان قيد مىشود و اگر چنين شد ، مطلق ، دلالت بر اطلاق ندارد پس تخصيص عام به وسيلهء اطلاق ، متوقف بر اطلاق مطلق است و اطلاق آنهم متوقف بر تخصيص است - اگر تخصيص بزند ، مطلق است چنانچه تخصيص نزند ، عام ، بيان قيد مىشود و قهرا اطلاق از بين مىرود .
قوله : « و فيه ان عدم البيان الذى هو جزء المقتضى . . . » .
رد وجه اول : اينكه گفتيد دلالت عام بر عموم ، تنجيزى و بدون شرط است و دلالت مطلق بر اطلاق ، تعليقى و معلق بر عدم بيان قيد مىباشد ، پاسخش اين است كه : ظهور مطلق در اطلاق ، مشروط به عدم بيان قيد است لكن بايد توجه داشت كه : مقصود از « عدم البيان » - كه جزء مقدمات حكمت است - عدم بيان در مقام تخاطب است يعنى :
نبايد « لا تكرم الفاسق » در حال خطاب ، قيدى داشته باشد « 2 » نه « الى الا بد » « 3 » . اما اگر ابتدا « لا تكرم الفاسق » صادر شد و بعدا هم « اكرم العلماء » صادر گشت و عمومش شامل عالم فاسق و غير فاسق شد ، مضر به ظهور مطلق در اطلاق نيست زيرا اطلاق براى جملهء
هامش
( 1 ) - و الا صلاحيت تخصيص ندارد .
( 2 ) - تا اينكه داراى اطلاق باشد .
( 3 ) - فرضا اگر روز شنبه« أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ »صادر شد و هيچ قيدى در حين صدور نداشت ، مىگوئيم در اطلاق ، ظهور دارد حال اگر روز بعد ، قيدى براى آن ذكر شد ، ضربهاى به اطلاق« أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ »وارد نمىشود و چنانچه در قيدى ترديد نمائيم به اطلاقش تمسك مىنمائيم .