شرح
غير مقام تخاطب است به عبارت ديگر : هر كلى ، داراى فرد يا افراد بارز ( مسلم الفرديه ) است فرضا قدر متيقن در غير مقام تخاطب انسان ، همان افراد برجسته و مشخصى هست كه هيچگونه ابهام و ترديدى در فرديت آنها براى انسان ، مطرح نيست كه اين نوع از قدر متيقن « 1 » ، ارتباطى به بحث ما ندارد و وجودش مضر به انعقاد اطلاق نيست .
ب : قدر متيقن در مقام تخاطب : همان قدر مسلم و متيقن در مقام گفتگو مىباشد .
مثال : فرضا مولائى با عبدش در فضيلت عتق رقبهء مؤمنه بحث مىكند و روايات آن باب را ملاحظه مىنمايند كه مىگويد : هركس يك عبد مؤمن را آزاد نمايد يا موجبات آزادى او را فراهم كند ، فلان مقدار اجر و ثواب دارد حال اگر مولا بعد از آن مباحثه به عبدش بگويد : « اعتق رقبة » بديهى است كه آن فرمان ، مربوط به عتق رقبهء مؤمنه هست و قدر متيقن در مقام تخاطب ، آن را به رقبهء مؤمنه سوق مىدهد .
سؤال : آيا در اين شرائط مىتوان به اطلاق خطاب مولا تمسك نمود ؟
خير ! زيرا اولين شرط تمسك به اطلاق ، اين است كه مولا در مقام بيان باشد لذا مىگوئيم : مولائى كه در مقام بيان نيست بلكه مىخواهد مرادش را اجمالا بيان نمايد چگونه مىتوان به اطلاق خطابش تمسك كرد « 2 » ؟ و شرط دوم تمسك به اطلاق ، اين است كه قرينهاى بر خلاف نباشد و شرط سومش اين است كه قدر متيقن در مقام تخاطب هم نباشد پس اگر در مقام تخاطب ، قدر متيقنى بود ، نمىتوان گفت كلام مولا داراى اطلاق است به عبارت ديگر : اگر عبد به مولايش بگويد : شما فرموديد : « اعتق رقبة » و آن را به ايمان ، مقيد ننموديد ، مولا عليه او احتجاج مىنمايد كه اصل بحث ما دربارهء
هامش
( 1 ) - كه به آن « قدر متيقن به حسب غلبهء وجود » هم مىگويند - نگارنده .
( 2 ) - اطلاقى نيست تا به آن تمسك نمود - نگارنده .