شرح
سؤال : آيا امكان دارد ، روايت مشهور ، فى نفسها و قطع نظر از روايت مخالف « مما لا ريب فيه » باشد ؟
جواب : آرى ! زيرا صدر اول ، قريب به زمان صدور اخبار « 1 » و غالبا حال روات ، معلوم بوده لذا شهرت بين راويان و اصحاب ، چهبسا موجب مىشود كه انسان « عرفا » « 2 » اطمينان به صدور روايت پيدا كند به نحوى كه حقيقتا صدق نمايد ، فلان روايت « مما لا ريب فيه » است به خلاف خبر شاذ كه معارض آن هست .
نتيجه : بنا بر امكان ارادهء اين معنا وجهى براى تعدى از مرجحات منصوصه نيست .
البته به مرجحى كه مانند شهرت باشد و انسان ، اطمينان به صدور آن پيدا كند - به نحوى كه عرفا آن روايت « مما لا ريب فيه » باشد - مىتوان تعدى نمود .
« و اين هذا من التعدى الى كل موجب للاقربية الى الواقع بالاضافة الى معارضه » « 3 » .
وجه سوم : امام عليه السّلام طبق بعضى از روايات فرمودهاند : خبر مخالف عامه را اخذ نمائيد و علتش را چنين ذكر كردهاند : « فان الحق فيما خالفهم » ، « ففيه الرشاد » يا مثل اين تعبير : « بان الحق و الرشد فى خلافهم » يعنى : رشد و واقع در خلاف عامه هست .
از تعليل مذكور استفاده مىشود كه هرچه در آن « رشد » باشد - به واقع ، نزديكتر باشد - نسبت به ديگرى ارجح است .
به عبارت واضحتر : قضيهء مذكور ، غالبيه است - نه دائميه - يعنى : روايات مخالف عامه ، غالبا مطابق واقع مىباشد لذا مىگوئيم ، نسبت به روايت ديگر ، اقرب به واقع است پس در حقيقت ملاك ترجيح روايت مخالف عامه ، اقربيت به واقع است نتيجتا به هر مزيتى كه سبب اقربيت شود ، تعدى مىنمائيم .
هامش
( 1 ) - واسطهاى بين امام « ع » و راويان خبر يا اصلا نبوده يعنى : مستقيما اخبار را از امام « ع » نقل مىكردند يا قلت وسائط بوده .
( 2 ) - نه با دقت عقلى .
( 3 ) - ر . ك : شرح كفاية الاصول مرحوم حاج شيخ عبد الكريم خوئينى 2 / 315 .