نتيجهء بحث در ارتباط با مقدّمات حكمت از آنچه گفته شد معلوم گرديد كه در باب مقدّمات حكمت ، تنها مقدّمهء اوّل در اطلاق نقش دارد و مقدّمهء دوّم و سوّم نقشى در اطلاق ندارند .
از چه راهى مىتوان احراز كرد كه مولا در مقام بيان است ؟
روشن است كه براى تمسّك به اطلاق ، بايد احراز كنيم كه مولا در مقام بيان است . حال اگر از راه قرائن بتوانيم اين معنا را احراز كنيم ، بحثى نيست ولى اگر هيچ قرينهاى براى نفى يا اثبات اين معنا نداشته باشيم ، آيا از چه راهى مىتوانيم احراز كنيم كه مولا در مقام بيان بوده است ؟
1 - كلام مرحوم آخوند :
مرحوم آخوند مىفرمايد : « 1 » عقلاء در اين گونه موارد بناء بر اين مىگذارند كه مولا در مقام بيان است ، مگر اين كه دليلى بر خلاف اين معنا قائم شود و بگويد : « مولا در مقام بيان نبوده است » . ايشان مىفرمايد : ما وقتى به عقلاء مراجعه مىكنيم مىبينيم اگر مولا حكم مطلقى را در مورد عبد صادر كرده باشد ، اين گونه نيست كه عقلاء خود را معطّل كرده و به دنبال اين بگردند كه آيا مولا در مقام بيان بوده يا نه ؟ و اگر در مقام بيان بوده به اطلاق كلامش تمسّك كنند . بلكه - بدون تأمل - به اطلاق كلام مولا تمسّك مىكنند .
هامش
( 1 ) - هرچند ايشان استدلال خود را به صورت يك دليل مطرح كرده ولى برگشت آن به دو دليل است .