تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 508

مساهمون:

ص٥٠٨
يكى اين كه به صورت اشتراك معنوى باشد و ديگرى اين كه به صورت اشتراك لفظى باشد . درهرصورت ، بين معرّف به « ال » با علم جنس فرق وجود دارد و آن اين است كه در « الرّجل » - اگر فرض كنيم معرّف به « ال » جنس باشد - تعدّد دالّ و مدلول وجود دارد ، يعنى « ال » ، معناى « رجل » را تغيير نمىدهد ، بلكه « رجل » بر همان معناى اسم جنسى خودش - يعنى نفس ماهيت - دلالت مىكند و آنچه به عنوان اضافه مطرح است ، مربوط به « ال » است . ولى در علم جنس تعدّد دال و مدلول وجود ندارد . سپس مىفرمايد : « مشهور « 1 » اين است كه « ال » در غير مورد عهد ذهنى ، مفيد تعريف است » . ايشان در رابطه با معناى معرفه شدن ، شبيه همان چيزى را كه در مورد علم جنس مطرح فرمود ، بيان كرده مىگويد : معناى معرفه شدن ، مخصوصاً در مورد معرف به ال جنس ، اين است كه اشارهء ذهنيّه - كه همان التفات و لحاظ ذهن است - سبب مىشود كه اسم جنس عنوان معرفه پيدا كند . سپس مىفرمايد : در اينجا نيز همان اشكالاتى كه در باب علم جنس مطرح كرديم ، وارد است . اشكال اوّل : اگر ما « زيد » را موضوع و « الرجل » را - كه ماهيت مقيّد به تعيّن ذهنى است - محمول قرار داديم و قضيهء حمليّه تشكيل داديم ، اين قضيهء حمليه نمىتواند صادق باشد ، زيرا زيد به عنوان يك موجود خارجى با خود ماهيت اتحاد دارد نه با ماهيّت مقيّد به تعيّن ذهنى . وجود ذهنى و وجود خارجى قسيم يكديگرند و امكان اجتماع و اتحاد بين آنها نيست . مگر اين كه ملتزم به تجريد شده و خصوصيت تقيّد به تعيّن ذهنى را از ماهيّت جدا كنيم و نفس ماهيت را بر « زيد » حمل كنيم در اين صورت ناچار مىشويم در اكثر قريب به اتفاق قضاياى حمليهء متعارفه ، ملتزم به تجريد شويم . اشكال دوّم : ممكن است گفته شود : « اگرچه « ال » دلالت بر تعيّن ذهنى مىكند ، ولى ما براى اين كه قضيهء حمليهء « زيد الرّجل » صحيح باشد ، « ال » را كالعدم فرض
هامش
( 1 ) - ظاهراً مراد مرحوم آخوند ، مشهور بين ادباء است .