ذاتى - بگوييم : « الاسامة هي الحيوان المفترس المتعيّن بالتعيّن الذهني » . امّا نوع قضايا و استعمالات ، در رابطه با قضاياى حمليه به حمل شايع صناعى است . و اصولًا به كار بردن كلمهء « شايع » در مورد « حمل شايع » براى همين جهت است كه اكثر قضايا به صورت حمل شايع مىباشند . بنابراين ما ناچاريم براى تشكيل قضيهء حمليه به حمل شايع ، خصوصيت « تقيّد به قيد ذهنيّت » را از علم جنس حذف كنيم . پس چنين وضعى لغو خواهد بود و به ندرت اتفاق مىافتد كه داراى اثر باشد و انسان قضيهء حمليّه به حمل اوّلى ذاتى تشكيل دهد . بر اين اساس مرحوم آخوند مىفرمايد : به نظر ما هم اسم جنس و هم علم جنس براى نفس ماهيت وضع شدهاند ، بدون اين كه قيدى در معناى علم جنس وجود داشته باشد . در اينجا گويا از مرحوم آخوند سؤال مىشود : پس چرا علم جنس را معرفه به حساب مىآورند ولى اسم جنس را معرفه به حساب نمىآورند ؟ ايشان در پاسخ مىفرمايد : معرفه بودن علم جنس ، معرفه بودن حقيقى نيست كه واقعاً تعيّن و تشخّص داشته باشد ، بلكه اين شبيه مؤنث لفظى است . همانطور كه در مؤنث لفظى ، خصوصيات مؤنث حقيقى اعتبار ندارد ، علم جنس نيز از نظر لفظى معرفه به حساب مىآيد ولى خصوصيات معرفهء حقيقى در آن وجود ندارد . « 1 »
كلام مرحوم حائرى :
مرحوم حائرى در مقام دفاع از علماى ادبيّت بر آمده و خواستهاند بين دو مطلب ذيل جمع كنند : 1 - قضيهء حمليه « هذه اسامة » - مثل قضيهء حمليهء « هذا أسد » - قضيّهاى واقعى است و هيچگونه تغيير و تجريدى در معناى اسامه داده نشده است . و با توجه به اين
هامش
( 1 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 378 و 379