پاسخ ما از راه چهارم : به نظر ما همان جوابى كه در ارتباط با راه قدماء مطرح كرديم ، در اينجا نيز جريان دارد . بلكه اين راه به همان راه قدماء برگشت مىكند . قدماء مىگفتند : « اگر مولاى عاقلِ مختارِ متوجه ، قيدى را در كلامش بياورد و جزء موضوع قرار دهد معنايش اين است كه اين قيد ، مدخليت در حكم دارد يعنى اگر قيد كنار رود ، حكم هم كنار مىرود » . راه چهارم هم شبيه همين حرف را مىگويد . حاصل جوابى كه ما در آنجا مطرح كرديم اين بود كه مفهوم عبارت از اين نيست كه شخص حكم مذكور در كلام مولا ، با نبودن مجىء منتفى شود . اين مسألهاى نيست كه كسى بتواند آن را انكار كند ، زيرا هر جزئى و قيدى كه از موضوع كم شود ، شخص حكم منتفى مىشود . بلكه در باب مفهوم ، مسئله اين است كه اگر مجىء زيد منتفى شد ، وجوب اكرام - بهطور كلّى - از بين مىرود . در ما نحن فيه نيز مىگوييم : برفرض كه شما از راه اطلاق و مقدّمات حكمت مسألهء علّيت منحصره را براى مجىء زيد ثابت كنيد . امّا علّيت منحصره ، معلولش عبارت از شخص حكمى است كه مولا جعل كرده است . با انتفاء علّت منحصره ، شخص حكم مجعول مولا منتفى مىشود . ولى در باب مفهوم ، انتفاء شخص حكم مطرح نيست بلكه انتفاء نوع و سنخ حكم - يعنى كلّى وجوب اكرام - مطرح است . پس اين دليل نمىتواند با مدّعا تطبيق كند . مدّعاى شما اين است كه هنگام انتفاء مجىء ، وجوب اكرام هم بهطور كلّى منتفى خواهد شد . خواه عنوان ديگرى - مثل سلام ، ضيافت ، احسان و . . . - وجود داشته باشد يا عنوان ديگرى در كار نباشد . امّا دليلى كه شما اقامه كرديد ، مىگويد : مقتضاى اطلاق « إن جاءك زيد فأكرمه » در ارتباط با مجىء زيد ، اين است كه مجىء زيد علّت منحصره براى جزاء است . يعنى معلول آن عبارت از جزاء است و جزاء هم عبارت از شخص حكمى است كه مولا در جملهء « إن جاءك زيد فأكرمه » جعل كرده است .
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 43
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٤٣