لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشى )
« 1 » اگر لعلّ بخواهد به معناى حقيقى ترجّى باشد ، مستلزم اين است كه خداوند متعال - نعوذ باللّه - جاهل باشد . امّا اگر معناى انشائى لعلّ مطرح باشد هيچ مشكلى پيش نمىآيد . « 2 »
تحقيق در مسئله
به نظر مىرسد تطبيق عنوان بحث بر خطابات قرآنى ، دور شدن از مسير واقعيت است . مخاطب در خطابات قرآنى رسول خدا صلى الله عليه و آله نيست تا ما اين گونه تصوّر كنيم كه آن حضرت افرادى را مخاطَب قرار مىداده و احكام را براى آنان بيان مىكرده است .
بلكه مخاطب خداوند است كه از طريق وحى اين احكام را بر رسول خدا صلى الله عليه و آله فرستاده است و اين گونه نيست كه آيات قرآن در موقعى كه پيامبر صلى الله عليه و آله بالاى منبر بوده و مجلس مخاطبه داشتهاند نازل شده باشد و يا اين كه برآن حضرت لازم باشد بعد از نزول آيات مردم را در مسجد جمع كند و بالاى منبر رفته و مجلس مخاطبه تشكيل دهد . بلكه عدّهاى از اصحاب مسئوليت كتابت وحى را برعهده داشتند و آيات مختلفى كه نازل مىشد ، ثبت و ضبط مىكردند . و اصولًا ما خطابات شفاهى از رسول خدا صلى الله عليه و آله سراغ نداريم تا بحث كنيم آيا اين خطابات شامل غايبين و معدومين هم مىشود يا نه ؟
همهء اين خطابات الهيّه است كه به صورت وحى بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شده و آن حضرت - به عنوان مبلّغ - آنها را براى مردم مطرح مىكرده است . در اين صورت آيا ممكن است در جايى كه مخاطب ، خداوند و مخاطَب بشر است ، مسائل مربوط به خطابهاى حقيقيّه را مطرح كنيم ؟ مخصوصاً عنوان « شفاهى » كه به معناى شنيدن از دو لب خطابكننده است ، اصلًا نمىتواند در مورد خداوند نسبت به بشر مطرح باشد .
حتى در خطابات خاصّى كه خداوند متعال نسبت به حضرت پيامبر صلى الله عليه و آله دارد - مثل
هامش
( 1 ) - طه : 44
( 2 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 356 و 357