تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 34

مساهمون:

ص٣٤
حكم و راه قدماء نمىتواند چنين چيزى را اثبات كند . لذا دليل قدماء به‌طور كلّى از بين مىرود .

طريق دوّم ( طريق متأخّرين ) :

آن دسته از متأخرين كه قائل به مفهومند ، براى اثبات مفهوم قضيهء شرطيه مىگويند « 1 » : ارتباطى كه در قضيّهء شرطيه بين شرط و جزاء وجود دارد ، به نحو علّيت منحصره است . يعنى وقتى مولا مىگويد : « إن جاءك زيد فأكرمه » گويا مىخواهد بگويد : « علّت منحصره براى وجوب اكرام زيد ، عبارت از مجىء اوست » . خاصيت علّت منحصره اين است كه با نبودن آن علّت ، امكان تحقّق براى معلول وجود نخواهد داشت و « الانتفاء عند الانتفاء » تحقّق پيدا كرده و قضيّهء شرطيه داراى مفهوم خواهد بود . ولى آيا اين علّيت منحصره از چه طريقى استفاده مىشود ؟ براى دلالت بر اين علّيت منحصره ، راه‌هايى مطرح شده است :

[ راه‌هايى براى اثبات عليت منحصره شرط براى جزاء ]

راه اوّل ( تبادر ) :

اين خاصيت و دلالت ، در ارتباط با وضع ادوات شرط است ، زيرا آنچه متبادر از ادوات شرط است همان علّيت منحصره است و از اينجا كشف مىشود كه واضع هم ادوات شرط را براى افادهء علّيت منحصره وضع كرده است . پس فرقى وجود ندارد بين اينكه مولا بگويد : « إن جاءك زيد فأكرمه » يا بگويد : « العلّة المنحصرة لوجوب إكرام زيد هو مجيئه » . تنها فرق بين اين دو ، از اين جهت است كه علّيت منحصره در جملهء اوّل با حرف و در جملهء دوّم با اسم افاده شده است .
هامش
( 1 ) - در ابتداى بحث مفهوم شرط اشاره كرديم كه متأخرين براى اثبات مفهوم ، هريك از قضايا را به‌طور جداگانه مورد بحث قرار داده‌اند در حالى كه راه قدماء جنبهء عمومى داشت .