و در وجوب مجعول دوّم ، سلام زيد دخالت داشته و غير سلام ، هيچگونه مدخليتى نداشت . از اينجا مىفهميم كه حكم مجعول ، داراى خصوصيتى است و تمام موضوع و شئون موضوع در شخص اين حكم دخالت دارند و اگر ذرّهاى از شئون موضوع كم شود ، شخص اين حكم منتفى خواهد شد . لذا در رواياتِ احكام وضعيّه ، ملاحظه مىشود كه روايات مختلفى وجود دارد ولى هيچگونه تعارضى بين آنها وجود ندارد . مثلًا در باب كرّ مىفرمايد : « إذا كان الماء قدر كرّ لا ينجّسه شيء » « 1 » و در باب جارى مىفرمايد : « الماء الجاري لا ينجّسه شيء » « 2 » و در باب مطر مىفرمايد : « ماء المطر لا ينجّسه شيء » « 3 » ، بين اينها هيچگونه تناقضى مشاهده نمىشود . در حالى كه اگر معناى « إذا كان الماء قدر كرّ لا ينجّسه شيء » اين باشد كه در ارتباط با كلّى عدم منجّسيّت ، فقط كريّت نقش دارد ، پس ماء جارى و ماء مطر و . . . نبايد نقشى در عدم منجّسيّت داشته باشند . در نتيجه اگر مولا يك روز بگويد : « إن جاءك زيد فأكرمه » و روز ديگر بگويد : « إن سلّم عليك زيد فأكرمه » ، اينها دو دستور شخصى مولاست و بين آنها هيچ تعارضى وجود ندارد . ولى اينها ربطى به باب مفهوم ندارد . مفهوم ، انتفاء سنخ حكم است نه انتفاء شخص حكم و راهى كه قدماء مطرح كردهاند ما را به سوى انتفاء سنخ حكم هدايت نمىكند . راه قدماء مىگويد : مجىء زيد ، در شخص حكم مجعول از ناحيهء مولا دخالت دارد و غير مجىء در شخص اين دستور نقشى ندارد . ما مىگوييم : اين حرف مورد قبول است ولى نمىتواند در ارتباط با مفهوم مورد استفاده قرار گيرد ، زيرا انتفاء در باب مفهوم ، به سنخ حكم اضافه مىشود نه به شخص
هامش
( 1 ) - وسائل الشيعة ، ج 1 ( باب 9 من أبواب الماء المطلق )
( 2 ) - مستدرك الوسائل ، ج 1 ، ص 190 ،
( 3 ) - رجوع شود به : وسائل الشيعة ، ج 1 ( باب 6 من أبواب الماء المطلق )