تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١

بحث دوّم : بررسى نسبت در قضاياى حمليهء سالبه

قضاياى حمليهء سالبه نيز - مانند قضاياى حمليهء موجبه - بر دو قسم است : 1 - مستقيمه ( / غير مؤوّله ) ، مثل « زيد ليس بقائم » . 2 - مؤوّله ، مثل « زيد ليس له القيام » . البته قضاياى سالبه تقسيمات ديگرى نيز دارد كه بعداً بحث مىكنيم . فعلًا مىخواهيم ببينيم آيا در اين دو قسم نسبت تحقق دارد يا نه ؟ ابتدا به كسانى كه مسألهء نسبت را در مورد قضايا مطرح مىكنند ، مىگوييم : برفرض كه وجود نسبت را در قضاياى حمليه موجبه بپذيريم ولى در قضاياى حمليهء سالبه نمىتوانيم بپذيريم . در « زيد ليس بقائم » اتحاد بين زيد و قائم سلب مىشود . حتّى در قضاياى مؤوّلهء موجبه - مثل « زيد له القيام » - كه اگر به ظاهرش تمسك مىكرديم ، مسألهء نسبت در آنها مطرح بود ، وقتى حالت سلبى پيدا كند و گفته شود : « زيد ليس له القيام » ، معناى « ليس » عبارت از سلب نسبت بين زيد و قيام است . در حالى كه منطقيين مطلق قضيه را تعريف مىكنند نه خصوص قضيهء موجبه را . بنابراين قضاياى سالبه - به هر دو قسمش - نظريهء ما را تأييد مىكند كه در باب قضايا ، مسألهء نسبت را به طور كلّى بايد كنار بگذاريم و همان مسألهء اتحاد و هو هويت را مطرح كنيم ولى در قضيهء موجبه ثبوت اتحاد و هو هويت و در قضيهء سالبه سلب اتحاد و هو هويت مطرح است .

بحث سوّم : بررسى نسبت در قضاياى معدوله

يكى از تقسيم‌هايى كه در ارتباط با قضيه - چه موجبه باشد يا سالبه - مطرح است تقسيم آن به محصّله و معدوله است . قضيهء محصّله ، قضيه‌اى است كه در ناحيهء موضوع و در ناحيه محمول ، دو امر وجودى فرض شده باشند ، مثل « زيد قائم » و « ليس زيد بقائم » . در هر دو قضيه موضوع و محمول - يعنى زيد و قائم - به عنوان امر وجودى مىباشند .