تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
استعمال و مستعمل فيه مىتوانستيم بگوييم : « رأيت رجلًا شجاعاً » ولى به جاى « رجلًا شجاعاً » لفظ « اسد » را آورده‌ايم و اين مستلزم خلوّ از لطافت و در بعضى موارد مستلزم كذب است . « 1 » اكنون كه از مقدّمهء فوق فارغ شديم ، به اصل بحث برمىگرديم : بحث در اين بود كه :

آيا تخصيص عام ، مستلزم مجازيت در عام است ؟

نظريهء صاحب كتاب « وقاية الأذهان »

بنا بر مبناى صاحب كتاب « وقاية الأذهان » در باب مجاز ، ما ملاحظه مىكنيم كه اگر مولا بگويد : « أكرم كلَّ عالمٍ » و سپس با دليل منفصلى - كه قائلين به مجازيت ، بيشتر روى آن تكيه مىكنند - بگويد : « لا تكرم الفساق من العلماء » ، اگر بخواهيم مسألهء مجازيت را مطرح كنيم ، بايد بگوييم : مولا وقتى « أكرم كلَّ عالمٍ » را مطرح مىكند ، اگرچه مستعمل فيه او « كلّ عالم » است ولى « كلّ عالمٍ » را بر « عالم غير فاسق » تطبيق كرده است . يعنى همان‌طور كه ادعا مىكرد « رجل شجاع » ، « حيوان مفترس » است . در اينجا - چون جنبهء نفى دارد - گويا ادعا مىكند كه « عالم فاسق ، عالم نيست » . ولى مطرح كردن مجازيت به اين صورت درست نيست ، زيرا وجداناً ما وقتى حكم عامى را صادر مىكنيم و سپس با دليل منفصلى آن را محدود مىكنيم ، اين محدوديت فقط استثناى از حكم است نه اين كه در ارتباط با موضوع آن دخل و تصرفى كرده باشيم ، مخصوصاً در اينجا كه مولا گفته است : « لا تكرم الفساق من العلماء » و « العلماء » را به دنبال « مِنْ » تبعيضيّه ذكر مىكند ، معنايش اين مىشود كه علما بر دو قسمند : عدول و فسّاق . و هيچ‌گونه ادعايى نشده كه « فاسق ، عالم نيست » بلكه عالم فاسق از وجوب اكرام - كه جنبهء حكمى دارد - استثناء شده است . مثلًا آيهء شريفهء
هامش
( 1 ) - وقاية الأذهان ، ص 103 - 135