اينجا ادّعايى خارج از دايرهء استعمال - نه در رتبهء مقدّم برآن - مطرح است . در « زيد حاتم » هم زيد و هم حاتم ، در معناى خودشان استعمال شدهاند . ولى فرق « زيد حاتم » و « زيد ابن عمروٍ » اين است كه در « زيد ابن عمروٍ » حمل حقيقى و بر اساس يك هوهويت واقعى است و در « زيد حاتم » حمل بر اساس يك ادّعا و بر پايهء امرى كه لطافت و ظرافت به آن بستگى دارد ، پايهگذارى گرديده است . و اگر حاتم را به معناى « جواد » بدانيم ، ظرافت « زيد حاتم » را نمىتواند افاده كند . در مورد « زيد أسد » نيز هيچگونه تصرّفى در معناى اسد صورت نگرفته است ، بلكه هم زيد و هم اسد در معناى خودشان استعمال شدهاند ولى در رتبهء متأخر از آن ، ادّعا مىشود كه « اين رجل شجاع ، همان حيوان مفترس است » و به عبارت ديگر : ادّعا مىكنيم كه « زيد متّصف به شجاعت ، مصداق حيوان مفترس است » امّا نه اين كه مصداقيت در ارتباط با معناى موضوع له اسد باشد بلكه موضوع له و مستعمل فيه اسد ، همان معناى حقيقى خودش مىباشد ولى ادّعا كردهايم كه رجل شجاع هم داخل در همين معناى موضوع له و مستعمل فيه است . بنابراين هيچ ضربهاى به موضوع له و مستعمل فيه وارد نمىشود . و در اين رابطه فرقى بين مجاز در كلمه - مثل « رأيت أسداً يرمي » - و مجاز در اسناد - مثل « زيد أسد » - وجود ندارد . ما در استعمالات مجازى ، تحويل و تحوّل را در ارتباط با معانى مىدانيم ، در حالى كه مشهور - كه محقق خراسانى رحمه الله هم از جملهء آنان است - عقيده دارند كه استعمالات مجازى ، جابجا كردن لفظ است . مشهور معتقدند ما به جاى اين كه « رأيت رجلًا شجاعاً » بگوييم ، لفظ اسد را استعمال كردهايم و اسد هم در غير معناى موضوع له خودش استعمال شده است ولى واضع به ما اجازه داده است كه اگر در موردى علايق مجازى وجود داشت ، مثلًا انسانى در شجاعت شبيه اسد شد ، لفظى را كه براى اسد وضع شده ، به صورت مجاز در مورد آن انسان استعمال كنيم . بنابراين طبق نظريهء مشهور ، استعمالات مجازى سر و كارش با الفاظ است .
لفظى - به جهت مشابهت در معنا - جاى لفظ ديگرى را پر كرده است ، امّا از نظر
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 200
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٢٠٠