القرية الّتى كنّا فيها ) . « 1 » مشهور مىگويد : سؤال از « اهل قريه » است در آيهء شريفه ، يا مجاز حذف صورت گرفته و يا قرينهء حالّ و محلّ وجود دارد ، زيرا « اهل قريه » به عنوان « حالّ » در قريه هستند . در حالى كه مقصود آيهء شريفه ، اين نيست . بلكه آنان مىخواستند مطلب بالاترى را نزد پدر خود مطرح كنند . آنان مىخواستند بگويند : مسألهء سرقت برادر ما آنقدر روشن است كه حتى در و ديوار قريه هم برآن شهادت مىدهند . همه شاهد بودند كه پيمانهء ملك كه مفقود شده بود در ظرف مخصوص اين برادر پيدا شد . آيا سكّاكى كه اين نكتهء جالب را در مورد استعاره مطرح مىكند ، وقتى به اينجا مىرسد ، از مشهور تبعيت مىكند و مىگويد : در اينجا « القرية » در « أهل القرية » استعمال شده و مجاز حذف يا مجاز مرسل به علاقهء حالّ و محلّ صورت گرفته است ؟ اگر چنين باشد از سكّاكى سؤال مىكنيم : پس استعاره چه خصوصيتى دارد كه در مورد آن با مشهور مخالفت مىكنيد ؟ لذا سكّاكى اگرچه در ظاهر استعاره را مطرح كرده ولى در باطن ، همين تعميم را قبول دارد . « 2 » فرق نظريهء فوق با نظريهء سكّاكى : بر نظريهء سكّاكى اشكالاتى وارد است كه بر كلام صاحب كتاب « وقاية الأذهان » وارد نيست . از جمله اين اشكالات عبارتند از : اشكال اوّل : سكّاكى مىگويد : « اسد ، اسم جنس است و براى ماهيت اسد ، دو فرد وجود دارد : فرد حقيقى و فرد ادّعايى » . از سكّاكى سؤال مىكنيم : در اعلام شخصيّه چه مىكنيد ؟ « حاتم » عَلَم براى فرد معين - يعنى حاتم طائى - است و براى كلّى وضع نشده است تا بتوانيم آن را داراى دو
هامش
( 1 ) - يوسف : 82
( 2 ) - وقاية الأذهان ، ص 103 - 135