بحث چهارم : مفهوم استثناء
در باب مفهوم استثناء ، اصل مفهوم بودن مورد ترديد است و انسان احتمال مىدهد كه اين مربوط به منطوق قضيهء استثنائيه باشد . به عبارت ديگر : در ادبيات مىخوانيم كه استثناى از نفى ، اثبات و استثناى از اثبات ، نفى است . « جاءنى القوم الّا زيداً » مجىء را براى زيد نفى مىكند و « ما جاءني من القوم الّا زيدٌ » مجىء را براى زيد اثبات مىكند . در اين مطلب ، ترديدى وجود ندارد .
بحث در اين است كه آيا اين مطلب دلالت بر انحصار مىكند ؟ يعنى آيا « جاءنى القوم الّا زيداً » همانطور كه عدم مجىء زيد را اثبات مىكند ، مىخواهد بگويد : « عدم مجىء ، انحصار به زيد دارد ؟ و آيا « ما جاءنى من القوم الّا زيدٌ » همانطور كه مجىء را براى زيد ثابت مىكند ، مىخواهد بگويد : « مجىء منحصر به زيد است » ؟ ابو حنيفه معتقد است استثناء دلالت بر انحصار نمىكند . ايشان به روايت نبوى « لا صلاة إلّا بطهور » « 1 » استشهاد كرده مىگويد : اگر استثناء دلالت بر انحصار كند ، معنايش اين است كه با تحقّق طهور ، صلاة هم تحقق پيدا مىكند ، در حالى كه در
هامش
( 1 ) - وسائل الشيعة ، ج 1 ( باب 1 من أبواب الوضوء ، ح 1 و 6 )