تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
وجوب جلوس از صبح تا ظهر ، يك علت داشته و از ظهر تا غروبْ علّت ديگرى داشته است ولى در حقيقتْ يك حكم و داراى يك غايت است و ما بايد مفهوم را در ارتباط با بعد از غروب ملاحظه كنيم . و ظاهر اين است كه در ارتباط با بعد از غروب ، عرف استفادهء عدم وجوب جلوس مىكند و اگر قضيّهء غائيّه به طور كلّى فاقد مفهوم بود ، عرفْ عدم وجوب جلوس بعد از غروب را استفاده نمىكرد . اين بهترين جوابى است كه مىشود در اينجا مطرح كرد . احتمال دوّم : غايت در دستور اوّل كه مىگويد : « اجلس من الصبح إلى الزوال » ، داراى مفهوم است و مفهوم آن عبارت از « لا يجب الجلوس بعد الزوال » است . آيا اين « لا يجب الجلوس بعد الزوال » معارض با دستور دوّم - يعنى « إن جاءك زيدٌ يجب من الزوال الى الغروب الجلوس » - مىباشد ؟ مىگوييم : خير ، زيرا بين مطلق و مقيّد تعارضى وجود ندارد . « لا يجب الجلوس بعد الزوال » كه مفهوم دستور اوّل است ، اطلاق دارد ، يعنى « سواء جاءك زيد أم لم يجئك » و منطوق دستور دوّم مىگويد : « إن جاءك زيد يجب من الزوال الى الغروب الجلوس » و بين مطلق و مقيّد منافاتى وجود ندارد . مطلق و مقيّد و عام و خاصّ از تعريف تعارض خارجند . اصلًا ما فرض مىكنيم مولا دستور اوّل را به صورت منطوقى بيان كرد و گفت : « لا يجب الجلوس بعد الزوال » و سپس گفت : « إن جاءك زيدٌ يجب الجلوس بعد الزوال » ، دستور دوّم ، اطلاق دستور اوّل را مقيّد مىكند و تقييد اطلاق ، به معناى تعارض نيست . احتمال سوّم : عرف از دو دستور « اجلس من الصبح الى الزوال » و « إن جاءك زيد يجب من الزوال الى الغروب الجلوس » استفاده مىكند كه غايتْ مربوط به موضوع است نه مربوط به‌حكم . و در جايى كه غايت مربوط به موضوع باشد ، خود مرحوم حائرى هم - به تبعيت از مرحوم آخوند - قائل به عدم مفهوم شدند . بنابراين تعارض وجود ندارد . بله ، اگر در جايى عرفْ غايت را در ارتباط با حكم بداند ، ممكن است بين مفهوم دستور اوّل و منطوق دستور دوّم تنافى پيدا شود . در نتيجه راهى كه مرحوم حائرى بيان كردند ، نمىتواند سدّ راه مفهوم غايت باشد .