تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
قضيهء شرطيهء ما به صورت موجبه باشد ، معناى « الانتفاء عند الانتفاء » روشن است . امّا آيا معناى « الانتفاء عند الانتفاء » در ارتباط با قضيهء « إن جاءك زيدٌ فلا تكرمه » چيست ؟ معناى « الانتفاء عند الانتفاء » در اينجا اين است كه « اگر مجىء زيد تحقّق پيدا نكرد ، حرمت اكرام او منتفى خواهد شد » . پس آنچه در باب مفهوم مطرح است « انتفاى جزاء هنگام انتفاء شرط » است و بيش از اين چيزى نمىتواند مطرح باشد . ما منطق نمىخوانيم كه بخواهيم نقيض پيدا كنيم . ما در اينجا پيرامون مفهوم بحث مىكنيم و مفهوم عبارت از « الانتفاء عند الانتفاء » است ، به اين معنا كه با نبودن شرط ، جزاء هم منتفى مىشود . اما اين كه چه چيزى به جاى آن وجود دارد ؟ اين ديگر در دايرهء مفهوم اخذ نشده است . بلكه بايد ديد منطوق چه دلالتى دارد ؟ و ما چاره‌اى جز پذيرفتن اين مطلب نداريم . در اين صورت مفهوم قضيهء « إذا كان الماء قدر كرّ لم ينجّسه شيء » اين مىشود كه اگر آب به قدر كرّ نرسيد « لا ينجّسه شيء » منتفى مىشود ، اما آيا چه چيزى جاى آن را پر مىكند ؟ مفهوم ، برآن دلالت ندارد و از راه دليل ديگر بايد معيّن شود . پس فرمايش هيچ‌يك از اين دو بزرگوار ، از راه مفهوم استفاده نمىشود و براى تعيين هريك از اين دو بايد از دليل خارجى استفاده كرد .