تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
مربوط به كسى است كه عالم و قادر باشد ، در حالى كه در هيچ‌يك از ادلّهء احكام ، بين عالم و جاهل ، قادر و غير قادر فرقى گذاشته نشده است . در تمام فقه فقط دو مورد پيدا شده كه طبق روايات ، بين عالم و جاهل فرق گذاشته شده است : مسألهء جهر و اخفات و مسألهء قصر و اتمام . اگر كسى جاهل به وجوب جهر يا اخفات باشد و نماز جهرى را به صورت اخفات يا نماز اخفاتى را به صورت جهر بخواند ، مانعى ندارد . و نيز اگر كسى جاهل به وجوب قصر يا اتمام باشد و در موضع قصر ، نماز خود را تمام يا در موضع اتمام ، نماز خود را قصر بخواند ، مانعى ندارد . ولى در غير اين دو مورد ، فرقى بين عالم و جاهل ، قادر و عاجز گذاشته نشده است . ممكن است كسى بگويد : چگونه شما مىگوييد : « أقيموا الصلاة » گريبان جاهل و عاجز را هم مىگيرد ؟ آيا عقلًا چنين چيزى درست است ؟ امام خمينى رحمه الله در پاسخ مىفرمايد : مستند برائت عقليه ، قاعدهء قبح عقاب بلابيان است . علت اين كه قاعده را به اين صورت مطرح كرده‌اند و به جاى آن نگفته‌اند : « قبح تكليف بلابيان » ، اين است كه عقل مىگويد : اگر مولا تكليفى داشته باشد و مكلّف ، جاهل به آن تكليف باشد ، معناى جهل اين نيست كه مكلّف از دايرهء تكليف خارج است . بلكه او هم داخل در دايرهء تكليف است ولى جهلْ اين اثر را دارد كه اگر انسان مخالفت كند ، بر مولا قبيح است كه او را مؤاخذه و عقاب كند . بنابراين « تكليف بلابيان » قبحى ندارد ، آنچه قبيح است « عقاب بلابيان » است . قبح مؤاخذهء جاهل ، كاشف از نبودن تكليف نيست . در مورد عجز هم همين‌طور است . عقل مىگويد : « مؤاخذهء كسى كه عاجز از امتثال تكليف مولاست بر مولا قبيح است » ولى عقل اصل توجيه تكليف نسبت به او را غير صحيح نمىداند . در نتيجه امام خمينى رحمه الله مىفرمايد : مسألهء علم و قدرت ، شرط تكليف نيست بلكه نبودن هركدام ، به عنوان عذرى است كه جلوى مؤاخذهء مولا را مىگيرد . ب ) اگر مقصود شما ( مرحوم آخوند و مشهور ) از حكم ، عبارت از ارادهء مولا باشد ،
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 96 | الشيخ فاضل اللنكراني