« قربان كلّ تقي » و « معراج المؤمن » است ولى علّت عدم امر ، وجود مانع است . وجود مزاحم اقوى به ضميمهء عدم امكان اين كه دو ضدّ را در آنِ واحد ، مأمور به قرار دهيم ، مانع از تعلّق امر به صلاة است » . بنابراين علّت عدم تعلّق امر به صلاة براى ما روشن است . علاوه بر اين كه مسألهء مزاحمت صلاة با ازاله و اهميّت ازاله ، تنها در محدودهء تكليف است و آنقدر نقش ندارد كه بتواند صلاة را از دايرهء « معراج المؤمن » و « قربان كلّ تقي » خارج كند . آن مقدار كه مزاحمت اقتضا مىكند اين است كه دو ضدّ را در آنِ واحد نمىتوان متعلّق دو تكليف فعلى قرار داد ولى روح صلاة و خاصيت آن و آثار مترتب برآن را از بين نمىبرد . « 1 »
جواب دوم مرحوم آخوند : « 2 »
به شيخ بهايى رحمه الله گفته مىشود : ما بعضى از فروض كلام شما را مىپذيريم و آن در جايى است كه از نظر تضيّق و فوريّت فرقى بين وجوب اين دو ضدّ - كه يكى اهمّ و ديگرى مهم و عبادى است - وجود نداشته باشد . مثلًا اگر فرض كنيم كه دو نفس محترمه در حال غرق شدن هستند كه حفظ نفس هر دو واجب است ولى يكى از آنان داراى اهميت است و واجب مهم - برفرض - جنبهء عبادى هم دارد ، در اينجا امر متعلّق به حفظ نفس ، فورى و مضيّق است و فرض اين است كه مكلّف قادر نيست در مقام امتثال هر دو را نجات دهد و بايد يكى را انتخاب كند . حال اگر اهم را انتخاب كرد كه بحثى نيست . اما اگر واجب مهم را انتخاب كرد - و ما فرض كرديم واجب مهم جنبهء عبادى دارد - بر اساس مبناى شيخ بهايى رحمه الله اشكال وارد است ، زيرا ضدّين را نمىتوان در آنِ واحد ، مأمور به قرار داد . پس اگر اهمّ مأمور به شد ، مهم از دايرهء امر خارج است و
هامش
( 1 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 212
( 2 ) - اين جواب را مرحوم آخوند پس از فراغت از مسألهء ترتّب مطرح كردهاند . البته ايشان در اين جواب به عنوان مبتكر نيستند بلكه ريشهء اين كلام به محقّق كركى و جماعت ديگرى از علماء ارتباط داد . رجوع شود به : كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 219 و 220