تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 502

مساهمون:

ص٥٠٢
در اينجا در دو مقام بحث مىكنيم :

مقام اوّل : معناى روايت :

با توجه به دو نكتهء ذيل ، مىتوان در روايت معناى سوّمى را مطرح كرد كه ارتباطى به هيچ‌يك از دو معناى فوق نداشته باشد . نكته اوّل : آيا هدف اصلى زراره از سؤال « مملوك تزوّج به غير إذن سيّده » چيست ؟ آيا چه چيزى براى زراره مبهم بوده است ؟ ما وقتى اين سؤال را مطرح مىكنيم ، اصلًا چنين معنايى به ذهنمان نمىآيد كه زراره بخواهد از امام عليه السلام سؤال كند : آيا اگر عبد بدون اذن مولا نكاح كند ، گفتن « قبلت » توسط او ، تصرف در مال مولا بدون اذن او و حرام است يا نه ؟ علاوه بر اينكه در روايت ، دلالتى بر اين معنا نيست كه مجرى صيغهء عقد خود عبد بوده ، ممكن است شخص ديگرى صيغه را اجرا كرده باشد . بلكه زراره ملاحظه كرده كه ازدواج مستلزم امورى - چون تشكيل خانواده ، صرف وقت عبد و امثال اين‌ها - مىباشد ، لذا سؤال كرده كه آيا عبد مىتواند بدون اذن مولا اقدام به چنين كارى كند يا نه ؟ نكتهء دوّم : اين كه ما كلمهء عصيان در « إنّه لم يعص اللَّه و إنّما عصى سيّده » را از وادى حكم تكليفى تحريمى خارج كنيم و آن را در ارتباط با احكام وضعى بدانيم و بگوييم : « لم يعص اللَّه » به معناى اين است كه « عملى انجام نداده كه خدا آن را امضاء نكرده باشد » ، چنين چيزى بر خلاف ظاهر كلمهء عصيان است . كلمهء « عصيان » در ارتباط با مخالفت حكم تكليفى است . اگر كسى شرب خمر كرد ، عصيان كرده است ، امّا اگر كسى بيع غررى باطل انجام داد ، قبل از آنكه مسألهء تصرف در ثمن و امثال آن مطرح شود ، نمىتوان بر نفس اين بيع ، عنوان عصيان را منطبق كرد ، با اين توجيه كه خداوند بيع غررى را امضاء نكرده است . پس اين روايت را چگونه بايد معنا كرد ؟ براى جمع بين دو نكتهء فوق - يعنى مراد زراره از سؤال و معناى ظاهر عصيان - در معناى روايت مىگوييم : زراره سؤال مىكند : عبدى بدون اذن مولا تزويج كرده است آيا اين ازدواج صحيح
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 502 | الشيخ فاضل اللنكراني