تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 500

مساهمون:

ص٥٠٠
است ولى معصيت خداوند توسط عبد به دو صورت مىتواند فرض شود : 1 - معصيت خداوند كه از طريق معصيت مولا و با واسطهء آن تحقّق پيدا كرده است . 2 - معصيت خداوند كه بدون واسطهء معصيت مولا تحقّق پيدا كرده است ، مثل اينكه عبد مرتكب زنا بشود . شيخ انصارى رحمه الله با توجه به اين مقدّمات سه‌گانه مىفرمايد : جملهء « إنّه لم يعص اللَّه » معنايش اين است كه عبد مستقيماً عصيان خدا را انجام نداده است بلكه عصيان خداوند به دنبال عصيان مولا واقع شده است . پس روايت ناظر به اين معناست كه حرف حكم بن عيينه و ابراهيم نخعى در صورتى درست است كه عبد - با اين نكاح خودش - مستقيماً معصيت خدا را انجام داده باشد ، در حالى كه در اينجا آنچه ابتداءً تحقّق پيدا كرده ، معصيت مولاست و هرچند معصيت مولا ، مستلزم تحقّق معصيت خداوند هم هست ولى معصيتِ با واسطهء خداوند ، نقشى در بطلان نكاح ندارد . شيخ انصارى رحمه الله سپس مىفرمايد : ما اين‌گونه نتيجه مىگيريم كه اين عبد چون بدون اذن مولا در خودش تصرف كرده - و در مقابل « أنكحت » صادر از زوجه ، « قبلت » گفته است - در ملك مولا ، بدون اذن او تصرف كرده و معصيت مولا را مرتكب شده است و معصيت مولا اگرچه معصيت خداوند را هم به دنبال دارد ولى تأثيرى در بطلان نكاح نمىتواند داشته باشد . بلكه نكاح را - همانند عقد فضولى - در اختيار مولا قرار مىدهد و اجازه و عدم اجازهء مولا در صحّت و بطلان آن تأثير دارد . بنابراين از جملهء « إنّه لم يعص اللَّه » استفاده مىشود كه اگر عبد بخواهد زوجيّتى را ايجاد كند كه آن زوجيّت به‌طور مستقيم و بدون واسطه ، معصيت خداوند باشد ، چنين زوجيّتى باطل خواهد بود و در حقيقت ، بين حرمت و فساد ، ملازمهء شرعى وجود دارد . « 1 »
هامش
( 1 ) - مطارح الأنظار ، ص 164 و 165