نكند مثل اينكه بعد از خواندن حمد و سورهء سجدهدار ، سورهء ديگرى ، غير از سورهء سجدهدار هم بخواند نماز او باطل نمىشود . ما از مرحوم آخوند سؤال مىكنيم : اين مسئله چه ربطى به مسألهء « دلالت نهى بر فساد منهى عنه و عدم دلالت آن » دارد ؟ اين يك مسألهء فقهى است كه اگر جزء يك عبادتى فاسد شد و كسى اكتفاء بر همان جزء فاسد كرد ، كلّ عبادت فاسد است و اگر اكتفاء برآن جزء فاسد نكرد ، عبادت ، فاسد نيست و ربطى به مسألهء اصولى ندارد . امّا قسم سوّم ، كه نهى به شرط عبادت تعلّق گرفته باشد ، مىفرمايد : شرط بر دو قسم است : 1 - شرطى كه جنبهء عباديّت دارد ، مثل وضو براى نماز . 2 - شرطى كه جنبهء عباديّت ندارد ، مثل ستر عورت براى نماز . مرحوم آخوند مىفرمايد : اگر شرط عبادت ، جنبهء عباديّت داشت و منهى عنه قرار گرفت ، مثل نهى از وضو به آب غصبى ، و ما قائل شديم كه نهى از عبادت ، اقتضاى فساد عبادت را دارد ، وقتى شرط باطل شد ، مشروط هم باطل مىشود ، پس صلاة نمىتواند صحيح باشد . ما از مرحوم آخوند سؤال مىكنيم : اين چه ربطى به مسألهء « دلالت نهى بر فساد منهى عنه و عدم دلالت آن » دارد ؟ اين يك مسألهء عقلى است كه اگر چيزى را شرط براى چيز ديگر قرار دادند ، در صورت بطلان يا عدم تحقّق شرط ، مشروط هم نمىتواند به صورت صحيح واقع شده باشد . مرحوم آخوند سپس مىفرمايد : اگر شرط عبادت ، جنبهء عباديّت نداشت ، چنانچه منهى عنه قرار گيرد ، مشروطى كه با اين شرط منهى عنه اتيان شده است ، باطل نخواهد بود ، چون اين شرط عنوان عباديّت ندارد . ما به مرحوم آخوند مىگوييم : اين نيز ربطى به ما نحن فيه ندارد . امّا قسم چهارم ، كه متعلّق نهى عبارت از وصف ملازم باشد ، مثل اينكه در جايى
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 476
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٤٧٦