تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥
معناى توقف و مقدّميت اين است كه رتبهء مقدّمه تقدّم بر رتبهء ذى المقدّمه دارد ، در نتيجه رتبهء عدم البياض ، مقدّم بر رتبهء سواد خواهد بود . مرحوم اصفهانى مىفرمايد : لازمهء اين بيان اين است كه عكس آن‌هم صادق باشد يعنى بتوانيم بگوييم : « عدم بياض ، توقف بر سواد دارد » . عدم بياض ، گاهى به خاطر عدم وجود مقتضى و گاهى به خاطر عدم تحقق شرط و گاهى به جهت وجود مانع است . و مانع در اينجا وجود سواد است . بنابراين همان‌طور كه وجود يكى از دو مانع متوقف بر عدم مانع ديگر است ، عدم مانع ديگر هم گاهى مستند به وجود مانع اوّل است . « 1 » معناى استناد اين است كه مانع ، در رتبهء متقدّم است . و نتيجه اين مىشود كه هم عدم المانع در رتبهء متقدّم باشد وهم مانع ديگر در رتبهء متقدّم باشد ، و اين دور صريح است . سواد ، متوقّف بر عدم بياض است و عدم بياض - هرچند در بعض احيان - متوقّف بر سواد است . مرحوم اصفهانى در پاسخ اين كلام مرحوم آخوند مىفرمايد : ما يك طرف دور را مىپذيريم ولى طرف ديگر آن را قبول نداريم . ما مىپذيريم كه وجود سواد ، متوقف بر عدم بياض است و عدم بياض به عنوان متمّم قابليت قابل مطرح است ، امّا قبول نداريم كه عدم بياض متوقف بر وجود سواد باشد ، زيرا ما انواع تقدّم‌ها را مطرح كرديم . روشن است كه در اينجا سواد از اجزاء تشكيل‌دهندهء عدم بياض نيست . همچنين سواد به عنوان مقتضى براى تحقق عدم بياض نيست و نيز بياض مصحّح فاعليت عدم سواد نيست ، چون عدم ، فاعليت ندارد تا بخواهيم مصحّح براى آن درست كنيم . اين وجود است كه عنوان فاعليت دارد و نياز به مصحّح دارد . همچنين بياض به عنوان متمّم قابليت قابل مطرح نيست ، زيرا عدم قابليتى ندارد تا بخواهيم متممى براى آن درست كنيم .
هامش
( 1 ) - به عبارت ديگر : در مسألهء ضدّين ، تمانع طرفينى تحقّق دارد ، به خلاف احراق و رطوبت كه مانعيت در آن يك طرفه است . رطوبت ، مانع از احراق است ولى احراق مانع از رطوبت نيست .
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 45 | الشيخ فاضل اللنكراني