ايشان مىفرمايد : صحّت به معناى تماميت ، و فساد به معناى نقص است و لغت و استعمالات عرفيّه نيز مؤيّد اين معناست . اما وقتى وارد علوم مختلف مىشويم مىبينيم براى صحّت و فساد در هر علمى معنايى مطرح مىشود كه - به حسب ظاهر - مغاير با معنايى است كه در علم ديگر مطرح مىشود . و از اين بالاتر ، در علم واحد نيز گاهى اين مغايرت مشاهده مىشود ، مثلًا در علم فقه صحّت در باب عبادات به معناى عدم وجوب اعاده يا قضاء و فساد به معناى وجوب اعاده يا قضاء مىباشد ، در حالى كه در باب معاملات ، صحّت به معناى ترتّب اثر مقصود از معامله و فساد به معناى عدم ترتّب اثر مقصود از معامله مىباشد . مرحوم آخوند مىفرمايد : تصور نشود كه فقهاء در ارتباط با صحّت و فساد اصطلاح خاصّى در مقابل عرف و لغت دارند . بلكه فقهاء نيز صحّت و فساد را به همان تماميت و نقص به كار مىبرند ولى هدف فقيه از تماميت و نقص عبارت از تشخيص وظيفهء مكلّف است ، به اين معنا كه مىخواهد بداند آيا مكلّفى كه نمازى را خوانده ، اعاده يا قضاى آن نماز بر او لازم است يا نه ؟ و در حقيقت ، آن اثرى كه در ارتباط با تماميت عبادت براى فقهاء مطرح است ، عبارت از عدم وجوب قضاء و اعاده است . بههمينجهت صحّت را به « عدم وجوب اعاده و قضاء » معنا كردهاند . پس صحّت صلاة به معناى تماميت آن است ولى تماميت صلاة به لحاظ آن جهتى است كه با فقه تناسب دارد . در باب معاملات نيز همينطور است . صحّت بيع به معناى تماميت آن است . ولى تماميت بيع ، به معناى ترتّب اثر مورد انتظار از بيع - يعنى ملكيت بايع نسبت به ثمن و ملكيت مشترى نسبت به مبيع - است . و ترتّب اثر ، لازمهء معناى صحّت است و الّا صحّت به همان معناى تماميتى است كه عرف و لغت به كار مىبرند . سپس مىفرمايد : در علوم ديگر نيز همينطور است . مثلًا در علم كلام كه در آن از مبدأ و معاد بحث مىشود ، متكلّم مىگويد : « صحّت عبادت ، به معناى موافقت امر - يا موافقت شريعت - است » ، اين حرف با توجه به اين است كه متكلّم در ارتباط با مبدأ و
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 444
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٤٤٤